[ قصائد و مثنويات و آثار ديگر ]
قصايدى كه علما و شعراء زمان فيض در مديح آن عالم الهى سرودهاند
و او طى يك قصيده در مقام پاسخ برآمده بشرح اين فهرست است .
1 - اول قصيده مولانا محمد علم الهدى فرزند برومند او كه در اين قصيده اشاره به اهمّ تاليفات والد استاد خود فرمودهاند .
2 - قصيده مولانا صائب تبريزى كه به خط خود مرقوم داشتهاند 3 - قصيده يكى از شاگردان وى متخلص به صفائى 4 - قصيده شيخ محمد محسن عرفان يكى از شاگردان و مريدانش 5 - قصيده يكى از شاگردان وى متخلص به خير و بنام محمّد خان طباطبائى از خوشنويسان مشهور زمان 6 - قصيده حكيم شمسا و متخلص به « انس » از مريدانش 7 - و در پايان قصيده مولانا جدى العارف فيض كاشانى
قصيده مولانا علم الهدى محمد بن محمد محسن در مديح والد استاد خويش فيض به خط وى المسودّه
ديگر ز جوش سبزه عكس بهار فيض * هر بلبلى شده است ستايشگزار فيض
گل گل شكفته غنچهء لعل سخنوران * از لطف جلوههاى نسيم بهار فيض
در گلبن ثنا بودش صد هزار ليك * ناورده در شمار يكى از هزار فيض
راه سخن به پايهء او چون رسد كه نيست * انديشه را گذار به شهر و ديار فيض
شايسته گوهرى ز مديحش نسفتهاند * هر كس هر آنچه داشته كرده نثار فيض
با آنكه نارسائى اين و صفها رساست * با آنكه غافلند ز اسرار كار فيض
هر يك به اين خوش است و ليكن كه در بيان * بر لوح عرض گشته مدايحنگار فيض
حالش به قال حاشا ظاهر شود و ليك * هر كس بطور خود شده مدحت شمار فيض
با دست عجز ، زلف سخن شانه مىزنند * هر نكتهايست خال دگر بر عذار فيض
بعض كمال اوست كمال كمال ما * زيرا كه فخر اهل كمال است عار فيض