تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣

1

در وادى عشق پُر مكش منت پا * بىگام درين مرحله شو ره‌پيما مردم گويند پاى بردار و برو * من مىگويم كه پاى بگذار و بيا

2

با عشق هوس‌سوز غم كام كجا * اين دانه ببين كجا و اين دام كجا ترطيب ( 1 ) دماغ عشق چيز دگرست * سوداى تو و روغن بادام كجا

3

اصحاب پيمبر ار چه نورند و هدا * هر يك سوى آخرت رهىاند جدا ليكن شه مردان على عاليقدر * راهيست كه راست مىرود تا به خدا

4

اى راحت جان غصه پرورد بيا * وى صيقل خاطر پر از گرد بيا از درد دل خسته‌دلان بىخبرى * مرديم ز دورى تو بىدرد بيا

5

اى آرزوى دل غم اندود بيا * وى مرهم جان ناله فرسود بيا رفتى چو به بزم غير پُر دير مكن * از دست مبادا كه روى زود بيا

6

اى بىنم جود تو همه بحر سراب * بىنور وجودت همه معموره خراب عالم همه از تو لاف هستى زده‌اند * چون سايه ز آفتاب و چون موج ز آب
ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 413 | عبد الرزاق اللاهيجي / ابو الحسن پروين پريشان زاده