تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
چرخ از بياض صنع به عمر دراز خويش * بيت بلند طبع ترا كرده انتخاب هم جوهرت منزّه از آلايش عرض * هم گوهرت يگانه‌تر از لعل آفتاب چون حسن سرفرازى و چون عشق دلنواز * اى برده هم ز حسن و هم از عشق آب و تاب اى طبع مستقيم تو سر خطّ هر كمال * وى نقش دلپذير تو سرلوح هر كتاب شعر ترت كه آب گهر مىچكد ازو * در لجّهء سراب دهد تشنه را شراب حيران شوم ز فكر دقيقت كه مىدهد * سيرابى خيال تو انديشه را به آب رنگينى خيال تو تا موج‌وَر نشد * بر دست و پا نيافت عروس سخن خضاب بقراط را ز شرم تو چون دم زنى ز طب * در خاك نبض مرده درآيد به اضطراب بيمار را كه از تو سؤال دوا كند * بهر شفا بسست همين شربت جواب گر گويمت مسيح چه جاى تعجبست * شيب زمانه را به نفس كرده‌اى شباب اى طبع ذوفنون تو مجموعهء كمال * وى نام سربلند تو سردفتر خطاب اى آنكه در مدارج دانش فزوده‌اى * در هر فنى به صاحب فن صد هزار باب خونين دل مرا كه به حسرت تپيده است * چون قطرهء چكيده ز درياى اضطراب بىالتفاتيت به زبان داده شكوه‌اى * كز شرم گشته رشتهء جان محو پيچ و تاب بارى اگرنه موجب رنجش شود كنم * تقرير آن نه بر روش طعن يا عتاب اما به جان طبع نزاكت سرشت تو * كانصاف رو نپيچد از جادهء صواب بوى ستم ز دود دلم مىتوان شنيد * ز آتش كند تظلّم دود دل كباب نازك‌دلى از ان كنم از درد ناله‌اى * نازك‌تر و حزين‌تر از نغمهء رباب نخلى كه من به شيوهء جان پروريده‌ام * زهرم به لب چرا بچكاند چو شهد ناب شاخى كه شبنم گلش از اشك بلبلست * آخر چرا نگردد سيخى برين كباب شمعى كه رخ ز دامن پروانه برفروخت * پروانه را چرا نشود خانه زو خراب من كرده‌ام كه شاهد معنى به كام تست * برداشتست دست من اين گوشهء نقاب من كرده‌ام كه بيخودِ صد رنگ باده‌اى * اكنون اگر مرا نشناسى چه اضطراب من ساقى و تو مى فكنى مشك در قدح * من مانى و تو نقش چنين مىزنى بر آب وقتى كه بود در كف من هم‌عنان گذشت * اكنون منم پياده و پاى تو در ركاب گر از حقوق خدمت ديرينه تن زنم * بارى چه شد محبت بىحد و بىحساب گفتى بريده‌ام طمع از استفاده‌اش * خُم را چه غم كه شيشه نخواهد از و شراب منع كسى ز من پى ناموس تازه است * ننگ رخى كه بايدش از آينه حجاب شكر خدا كه پردهء ناموس عالميست * دامان خواهشم كه نيالوده هيچ باب
ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 376 | عبد الرزاق اللاهيجي / ابو الحسن پروين پريشان زاده