تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
ليكن عموم مصلحت خلق عذر خواست * در گلشن وجود عجب ابر پرنمى غافل مشو كه واسطهء فيض اقدسى * دل بد مكن كه باعث خير دمادمى ختم سخن كنم به دعاى تو تا ابد * كاين مدعا بهست ز هر بيشى و كمى تا ماه و مهر هست تو باشى و پادشاه * چندانكه كسب مىكند از مهر مه همى

37 در مدح شاه عباس ثانى

[ مبارك جهان را نشاط جوانى ]

مبارك جهان را نشاط جوانى * بدين عيش و عشرت بدين شادمانى چه عيشست و عشرت چه ذوقست و بهجت * كه پيران گرفتند از سر جوانى زمينست در جنبش تر دماغى * سپهرست در گردش كامرانى چه عطرست جيب فلك را كه دارد * سر زلف شب موج عنبرفشانى چه مىريخت در شيشه ساقى دوران * كه شد چهرهء روزگار ارغوانى نشاطست در دشت در پايكوبى * دماغست در شهر پاىِ دكانى « 1 » به گلشن كند سرو وجد سماعى * به جدول كند آب رقص روانى خموشى چه يارا زبان را كه از دل * جلوريز « 2 » سركرده راز نهانى چمن در چمن مژدهء فتح و نصرت * جهان در جهان وعدهء شادمانى همانا شهنشاه ايران برآمد * مظفر بر اعداى هندوستانى همانا كه خاك سيه كرده باشد * فلك باز در كاسهء مولتانى « 3 » بلى دست اقبال شاه مظفر * چنين فتح چندين كند رايگانى ز اقبال شاهست اين عيش و عشرت * كه بادا به عيش و طرب جاودانى جوانى دهر از جوانى شاهست * كه يا رب به پيرى رسد اين جوانى شهنشاه دوران شه هفت كشور * خديو جهان شاه عباس ثانى جهان پادشاه و جوان دلاور * كه بادا جهانش به كام جوانى
هامش
( 1 ) - پاى دكانى ، پادكانى ، مردم كم‌مايه كه در پاى دكان ديگرى نشسته سود و سودا كنند ! ( 2 ) - جلوريز ، سبك‌عنان ، جلد . ( 3 ) - مولتان ، شهرى ميان قندهار و لاهور . اشاره است به فتح قندهار به دست شاه عباس ثانى ( در سالهاى 1059 و 1064 و 1068 قمرى ) .