تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
كلام : اين انسان كه حيوان ناطق است ، انسانى هست كه جان اين حيوان ناطق است ، و انسان انسان آن است ، و او در وقت ديدن ، همه چشم است ، و در وقت شنيدن ، همه گوش چنانچه از جواب حضرت موسى عليه السلام - ظاهر شد . و همچنين متوجه به هرچه شود ، به همگى خود همان است . و اينكه مىگويند كه طورى وراى طور عقل ما هست ، طور دريافت ، اين انسان است . و اللّه اعلم . بدانكه در جميع عوالم ، اين انسان مظهرى است كه آدم آن عالم است ، مثلا در عالم جبروت ، اسم اعظم ، آدم است . و در عالم ملكوت ، روح اعظم و در عالم عقل ، عقل كل ، و در عالم نفس ، نفس كليه . و اين منافات ندارد با آنكه نفس كليه ، قواى عقل كلى است و در عالم طبايع كليه و در عالم مواد جسم كلى و در عالم صور ، شكل كل ، و در عالم محسوس ، فلك اطلس و در مراتب مواليد ، فرد اوّل هر نوع . و چون در نشئهء عنصرى ، انسانى ، فرد اوّل را آدم نام است ، پس در جميع عوالم ، فرد اوّل را ، آدم آن عالم مىگويند ، همچنان‌كه الف ، آدم عالم حروف است و يك آدم ، و الحى « 1 » يكفيه الاشارة . و اللّه اعلم . بدانكه صادر اوّل از خداى تعالى ، به اعتبار شيئيّت و مرتبهء مطلقه‌اش ، حقيقت محمّدى ( ص ) است ، و به اعتبار عموم و كليتش ، حقيقت انسانى ، و به اعتبار هر يك از خصوصياتش ، حقيقت نوعيه است و مرتبه از مراتب محمدى ( ص ) ، در مرتبهء سكون ، جمع الجمع است ، و در مرتبه حركت مستقيم نقطه وجود را و مقام اوّل و در مرتبه حركت مستدير بر مركز . و الف از اين جهت مركز تمام حروف است كه حركت حروف دورى است . و واحد از آن جهت مبدأ اعداد است كه حركت عدد مستقيم است .
« وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
. « 2 » و چون اين مقدمات مسطور شد ، بدانكه عالم چون درخت است كه افلاك ريشهء آن است كه غذا از نفس كليه به وساطت طبيعت كليه مىگيرد . و عناصر ، چون ساق و جماد و نبات ، شاخ و برگ ، و روح حيوانى ، شكوفه ، و روح نفسانى گل و روح انسانى ميوه ، و علم و كمال ، طعم و رايحهء آن ميوه ، و روح قدسى ، طبيعت و مزاج
هامش
( 1 ) . اساس : الحر . ( 2 ) . نور ، 46 .