تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
گر ندارم از شكر جز نام بهر * اين بسى « 1 » خوش‌تر كه اندر كام زهر
اميد كه بر محبت اهل حق زيستن و مردن و برانگيختن نصيب و روزى شود ، و چون بيشتر مردم را به واسطهء آميزش عقل با وهم از رؤيت ، غير از اين رؤيت حيوانى ، معقول نمىافتد ، و اينكه گفته شد : معقول ، محسوس مىشود و شهود و عيان و امثال اين عبارات را انكار مىكنند ، ضرورى است كه تلويحى بر اين معنى رؤيت نماييم . بدانكه و راى رؤيت حيوانى ، رؤيت ديگر هست كه خاصهء انسان است ، و اين چنان است كه همگى ظاهر و باطن و قوا و مشاعر بيننده به منزلهء بصر مىشود و به ثبوت رسيده كه حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - از عقب همچنان مىديدند كه از پيش ، و از حضرت موسى - عليه السلام - پرسيدند كه از كجا دانستى كه آن كلام و ندا از عقب است ؟ فرمود كه « از آنجا كه از جميع جهات مىآمد و من به جميع ذرات وجود خود مىشنيدم . » و اگر خواهى كه اين را خوب دريابى ، از اينجا درياب كه تو هرگاه زيد را ديدى ، تو را علمى خاص حاصل شود كه اصلا شك و وهم را در آن ، مجال تصرّف نيست ، و اين رؤيت است و چون چشم برهم نهى و به خود متوجه شوى ، همان علم بعينه به خودت حاصل است در مرتبهء اعلى كه گويى تمام اجزاى بيرون و اندرون تو و حواس و قواى تو در آن وقت ، چشم شده‌اند كه ، خود را مىبينى ، و اين رؤيت انسانى است ، و به جهت تفرقه اين رؤيت از رؤيت حيوانى ، اين را « بصيرت » نام نهاده‌اند . و اينكه در كلام الهى واقع است كه
« وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ »
« 2 » ، اشاره است كه ايشان را رؤيت حيوانى حاصل است ، نسبت با تو ، نه رؤيت انسانى . و كريمهء
« وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ »
« 3 » همين است . و كريمهء
« وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها »
« 4 » ، مؤيد اين حال است و حاصل
هامش
( 1 ) . مج : زان بسى . ( 2 ) . اعراف ، 199 . ( 3 ) . حج ، 47 . ( 4 ) . اعراف ، 180 .