غذا با مغتذى مسانخ است و لاجرم غذاى موجود مجرّد از احكام ماده و ماديات ، چيزى است مجرد ، و آن نفس است و اين علم .
3 . در اينكه علم تذكر است يا نه ! و وجوه گوناگون توجيه آن به مباحث مشرقية امام رازى جلد اول ص 375 و اسفار ملا صدرا ج 1 ص 320 ط اول ، فصل 36 طرف اول مرحله دهم و كتاب شريف و گرانسنگ « اتحاد عاقل به معقول » استاد علامه حسنزاده آملى روحى فداه ص 357 ط حكمت 1404 ه ق و رساله « مثل » حضرتشان رجوع فرماييد .
4 . بنگريد به دروس اتحاد عاقل به معقول ، استاد علامه آملى ، ط حكمت 1404 ه ق ص 123 .
5 . يعنى علم و عالم و معلوم را اتحاد است كه اتحاد ادراك و مدرك و مدركاند و به لحاظ شرافت انسان بر ساير موجودات خاصه نبات و حيوان ، كه به قوهء عاقله است ، اتحاد ادراك و مدرك و مدرك را تشريفا به اتحاد عقل و عاقل و معقول تعبير فرمودهاند .
6 . اواخر جواهر الاسرار شيخ آذرى طوسى - كه بنده آن را تصحيح نموده است - در اين امر مفيد فايده است .
7 . در شرح قيصرى بر فصوص الحكم شيخ عارف عربى ص 366 ط اول آمده است :
العالم كلّه خيال .
8 . در اين يادداشت كلماتى چند را در ترغيب به معرفت نفس - از آيات و احاديث و كلمات بزرگان - تقديم داشته آنگاه در اينكه چرا معرفة النفس را بعضى محال دانستهاند بيانى را اختصارا عنوان مىداريم : خداى سبحان در فصّلت / 54 فرمود :
سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ
. و در ذاريات / 21 و 22 فرموده است
وَ فِي الْأَرْضِ آياتٌ لِلْمُوقِنِينَ وَ فِي أَنْفُسِكُمْ
. در اين دو كريمه ، معرفت نفس انسانى به وزان معرفت آفاقى و براى مقصد عليائى كه معرفت رب آسمان و زمين و بالاخره آفاق است شمرده شده است در اينكه آيات آفاقى را مقدم بر آيات انفسى داشت ،