است ؛ همچنان كه ذات آن حضرت شامل كمال ذوات جميع انبياست ، مع كمالات زائدة ، و جميع منسوبات آن حضرت چنين است . پس اينكه جهال و ملاحده گويند كه يك مسئله در دين محمدى « ص » قرار نيافته ، غلط و نامعقول است ؛ بلكه هر يك مسئله به انحاء متعدد قرار يافته « 1 » :
چشم بدانديش كه بركنده باد * عيب نمايد هنرش در نظر
و جامعيت جميع مسائل به وجوه مختلف نموده شده « 2 » چه همه تعينات علم آن حضرت است - صلى اللّه عليه و آله و سلم - و علم آن حضرت به جامعيت خود در علما ظهور كرده ؛ همچنانچه معرفت آن حضرت در عرفا . و مقرر جميع است كه كرامات اولياى هر امت بقيهء معجزهء نبى آن امت است . و از اين سخن مىتوان دانست كه حقيقت حال چيست ؛ و اللّه اعلم .
اى عزيز اتفاق عرفا و حكماست و بعضى از علما كه اوّل مخلوقات عقل است و از اين عقل تعبير به روح محمّدى شده . و اتفاق است كه باقى موجودات عالم به وساطت علم و « 3 » تفضل عقل اوّل وجود يافته و اين همان علم كلى روح محمّدى است . پس افراد عالم به وساطت افراد كليه علم عقل اوّل ، كه روح محمّدى است - صلى اللّه عليه و آله و سلم - موجودند ، و همان علم باز در مرتبهء شخصى جزئى محمدى به جزئيت خود ظهور كرده ، واسطهء نظام عالم و ضبط احكام وجود شده به قواعد شرعيه و احكام و افعال مليّه . نمىبينى كه زنا ، فقر و قحط مىآورد و استغفار ، واسطهء باران و وسعت رزق و ديگر خيرات مىشود . پس همان جامعيت « 4 » علمى كه در ظهور وجود واسطه است ، در ظهور افعال و آثار آفاقى و انفس نيز واسطه است . و اين اختلافات مختلفه ، ظهور جامعيت آن است و مؤثر در آفاق و انفسى و اين يك دقيقهء يافتنى است كه مظهر را تأثيرى در ظهور ظاهر مىباشد و تعينات را موجب مىشود و امتيازات و احكام بدان متحقق مىگردد . و اينجا سخن بسيار است ، اما به
هامش
( 1 ) . مج : بيت .
( 2 ) . مج : و بر همه .
( 3 ) . اساس : تعقل .
( 4 ) . مج : جامع است است علمى .