تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
نزد بعضى خفى . و آنچه قرآن بدان ناطق است ، اين است كه :
« وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ »
« 1 » . و از اين است كه اين دو وقت را البته به ذكر مىگذرانند . و تتمهء آيهء كريمه :
« وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِينَ »
است ، اشاره است به مراقبه . و بهترين انواع آن اين است كه هميشه مراقب معنى
« بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ »
« 2 » باشد و هر كسى را طريقى درخور است و نسبت به هر كسى ، قسمى انفع است و استاد تعيين آن مىنمايد . اما رابطه آن است كه هميشه ملازم تصور صورت پير خود است به نوعى كه آن مرشد اشاره نمايد در نظر بصيرت دارند و از آن غافل نشوند . و منشعبات اين اصول و خصايص هر سلسله در اين امور در كتب مذكور و مسطور است و اين لا شىء ، از اين واديها دور و غرض از جملهء « 3 » اين اعمال همين است كه صورتى مطابق حقانى در نفس سالك مرتسم شود . چه به اتفاق محققين علما ، نفس متمثل به صور معلومات مىشود و نفس ناطقه عالم عالمى مىشود نورانى معقول و در اين نشئهء دنيوى هر مرتبه كه به علم حاصل گرديد ، بعد از مفارقت روح از بدن به همان مرتبه قرار مىگيرد و برزخ روح انسانى مرتبهء يقين اوست . لهذا سعى مىكنند كه اين مرتبه علمى رفعت يابد و دايره‌اش اوسع شود .
« وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا »
« 4 » . و اما ارباب عزت و دول را چون به واسطهء مشاغل مصالح ملكى ، كه موجب نظام عالم است ، اشتغال به آلات تحصيل اين مرتبه كمتر دست مىدهد ؛ برايشان دو چيز واجب است كه نصب العين شاهد عمل سازند تا بدين درجهء عليا وصول يابند كه يك توسّل به صحبت و محبت اين طايفهء علّيه جستن و خود را به طريق محبت در دلهاى ايشان گنجانيدن و رضاى ايشان را گزيدن و قولا و فعلا در خشنودى دل ايشان كوشيدن كه المرء مع من أحبّ « 5 » ديگر با عامهء خلق به طريق
هامش
( 1 ) . اعراف ، 206 . ( 2 ) .إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ. فصّلت ، 54 . ( 3 ) . اساس : اين همين . ( 4 ) . اسراء ، 73 . ( 5 ) . مصباح الشريعة ، ص 194 . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 301 . الامالى ، ج 2 ، ص 245 .