هنگام صبوح آمد اى همنفسان خيزيد * ياران موافق را از خواب برانگيزيد 295
هنوزت گر سر صلح است بازآى * كز آن محبوبتر باشى كه بودى 219
هوشيار حضور و مست غرور * بحر توحيد و غرقهء گنهيم 402
هيچ است آن دهان و نبينم ازو نشان * موى است آن ميان و ندانم كه آنچه موست 231
هيچ بينم باز در حلق عراقى ناگهان * جذبههاى دلربايت ريسمان انداخته ؟ 108
هيچ كارم نيست جز اندوه تو * جان او از ذوق عشق آگاه نيست 62
هين مشو شارع در آن حرف رشد * چون سخن بىشك سخن را مىكشد 260
يا از اين آلودگى پاكم بكن * يا نه در خونم كش و خاكم بكن 41
ياد باد آنكه خراباتنشين بودم و مست * و آنچه در مسجدم امروز كم است آنجا بود 370
يار آن بود كه صبر كند بر جفاى يار * ترك رضاى خويش كند در رضاى يار 360
ياران صبوحىام كجايند * تا درد سر خمار گويم 373
يار بايد راه را تنها مرو * از سر خود اندر اين صحرا مرو 131
يا رب اين آرزوى من چه خوش است * تو به اين آرزو مرا برسان 37
يا رب اين كعبهء مقصود تماشاگه كيست * كه مغيلان طريقش گل و نسرين من است 202
يا رب چه شد كان تُرك من تَرك محبّان كرده است * افتادههاى بند خود خاطر پريشان كرده است 347
يار بىپرده از دروديوار * در تجلّى است يا اولى الابصار 355
يار ما چون گيرد آغاز سماع * قدسيان در عرش دستافشان كنند 259
يارى اندر كس نمىبينم ياران را چه شد * دوستى كى آخر آمد دوستداران را چه شد 127 ، 184
ياقوت جانفزايش از آب لطف زاده * شمشاد خوشخرامش در ناز پروريده 119 ، 186
يك جرعه ز جام خود به من ده * تا درد كشم كه خاكسارم 120
يك سلامى نشنوى اى مرد دين * كه نگيرد آخرت آن آستين 260
يك لحظه بود اين يا شبى كز عمر ما تاراج شد * ما همچنان لب بر لبى بر ناگرفته كام را 354
يك نقطه الف گشت و الف جمله حروف 7 ، 32 * يك نقطه الف گشت و الف جمله حروف
در هر حرفى الف به اسمى موصوف 26 * يك نُقطه دهان تو به هنگام سخن
از سرّ " الف " نشان " با " كرده علن 71 * يكى پايكوب و دگر چنگزن
سه ديگر خوشآواز اندهشكن 94 * يكى پيمانه خورده از مى صاف
شده صافى به آن صوفى ز اوصاف 215
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 487
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٤٨٧