( [ 7 ] ) . صفت ربوبيّت را گويند ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 146 ) .
صفت رحيمى حق تعالى را گويند كه خصوصيّتى دارد ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 559 ) .
مىروى خرّم و خندان و نگه مىنكنى * كه نگه مىكند از هر طرفى غمخوارى
( سعدى )
حدّ زيبايى ندارند اين خداوندان حسن * اى دريغا گر بخوردندى غم غمخوار خويش
( سعدى )
چون مردن تو مردن يكبارگى است * يكبار بمير اين چه غمخوارگى است
( خيّام )
رتبت دانش حافظ به فلك بر شده بود * كرد غمخوارى شمشاد بلندت پستم
( حافظ )
( [ 8 ] ) . حافظ
( [ 9 ] ) . صفت رحمانى حق تعالى را گويند كه شمولى و عمومى دارد ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 559 ) .
صفت رحيمى حق تعالى را گويند كه خصوصيّتى دارد . ايضا صفت رحمانى را گويند كه شمول عموم دارد ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 147 ) .
در اصطلاح صوفيه اثر صفت جمالى است كه عموم و شمول دارد ( تهانوى ، كشّاف ، ذيل اصطلاح غمگسارى ) .
همه روز گر غم خورى غم مدار * چو شب غمگسارت بود در كنار
( سعدى )
راحت جان است رفتن با دلارامى به صحرا * عين درمان است گفتن درد دل با غمگسارى
( سعدى )
اينش سزا نبود دل حقگزار من * كز غمگسار خود سخن ناسزا شنيد
( حافظ )
زهى خجسته زمانى كه يار بازآيد * به كام غمزدگان غمگسار بازآيد
( حافظ )
( [ 10 ] ) . در اصل نسخه افتادگى دارد و كاتب نگارش بيت شاهد مثال را ناتمام آورده