تعليقات حرف غين
( [ 1 ] ) . نسخهء متن : كنايت از غناى الهى و . . .
( [ 2 ] ) . نسخهء متن : غين
( [ 3 ] ) . نسخهء متن : طاهر
( [ 4 ] ) . محو شدن در ذات و پيدا شدن در صفات ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 4 ضميمه ، ذيل واژهء غيب ) .
عالم ذات را غيب الغيوب نامند ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ) .
مرتبهء احديّت را گويند ( لغتنامهء دهخدا ، ذيل واژهء غيب الغيوب ) .
( [ 5 ] ) . مقام لكنيّت ( ؟ ) و سكوت و ناپيدا شدن را گويند ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 147 . )
مقام اثنينيّت را گويند . ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 576 ) .
غيبت قلب از دانستن آنچه از احوال خلق جارى مىشود و نيز از احوال خود او به سبب حقّى كه بر آن مىگذرد و اين به هنگامى است كه وارد ، عظيم باشد و سلطان حقيقت بر آن مستولى گردد . لذا حاضر به حق و غايب از خود و خلق است . گواه اين قضيه زنانىاند كه هنگامى كه حضرت يوسف - عليه السّلام - را مشاهده كردند ، دستان خود را بريدند . بنابراين اگر جمال حضرت يوسف - عليه السّلام - چنين كند ، مشاهدهء انوار ذى الجلال چه خواهد كرد ؟ ( جرجانى ، تعريفات ، ص 121 ) .
غيبت را سه درجه است : الف - غيبت مريد كه بهسبب توجه به حق و استيلاى