حرف الضاد
در ضيق دهان تو همه فكر ضلال * در ضمن كمر ميان تو محض خيال
" ضاد " است نشان ز ضعف جان و تن من * وان ضعف هم از ميان تنگت تمثال
نكته : حرف ضاد كنايت از ضرر و ضلال است و اشارت به ضيق و ضعف حال سالك از اضلال نفس پراحتيال ؛ چرا كه تعلّق دل به هرچه متضمّن بعد است از درگاه حق مرد سالك را ، محض ضرر است و معلوم است كه نفس اماره با وجود ضالّى و مضلّى ، اقرب جميع اشيا است به دل سالك و با اين همه قرب همواره داعى بر ضرر و ضلال است .
ضلالت [ 1 ] : گمراهى دل را گويند در باديهء هوا و هوس و بوادى پرهيمان نفس پردنس ، بىآنكه هادى و رفيقى در طريق مطلوب باشد .