تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
يك شرط از شرائط سلوك ذكر است ؛ و ذكر مختار نزد ارباب قلوب لا إله الّا اللّه است و هيچ نوع از انواع اذكار و عبادات در ترقّى درجات و مقامات معنوى اثر سرعت اين كلمهء طيّبه ندارد ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، ص 294 ) . بدان كه ذكر ، ياد كردن حق تعالى است در بدايت كار به تكرار اسم آن حضرت ، و اقرار به وحدانيّتش ، و در نهايت آن به شهود وجود پروجودش در مظاهر ممكنات ( ادهم خلخالى ، الطائف المواقف ، ص 31 ) . ذكر به معنى استيلاى مذكور بر دل است ( شيخ روزبهان بقلى شيرازى ، شرح شطحيات ، صص 19 و 120 ؛ عزيز الدين نسفى ، انسان كامل ، ص 112 ؛ بخارى ، شرح تعرّف ، ص 156 ؛ جنابذى ، شرح بر كلمات قصار بابا طاهر ، ص 138 ) .
دولت جاويد يافت هركه نكونام زيست * كز عقبش ذكر خير زنده كند نام را
( سعدى )
حافظ سرود مجلس ما ذكر خير توست * بشتاب هان كه اسب و قبا مىفرستمت
( حافظ )
چو ذكر خير طلب مىكنى سخن اين است * كه در بهاى سخن سيم و زر دريغ مدار
( حافظ )
گويند ذكر خيرش در خيل عشقبازان * هرجا كه نام حافظ در انجمن برآيد
( حافظ )
مست است يار و ياد حريفان نمىكند * ذكرش به خير ساقى مسكين‌نواز من
( حافظ )
خورشيد رخ تو را كند ذكر * هر ذرّه اگر شود زبانى
( عطار ) ( [ 7 ] ) . قسمتى از آيهء 19 سورهء حشر كه كامل آن بدين صورت است :
" وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ " ؛
و چون كسانى مباشيد كه خدا را فراموش كردند و او [ نيز ] آنان را دچار خودفراموشى كرد ، آنان همان نافرمانانند . ( [ 8 ] ) . قسمتى از آيهء 1 سورهء انسان ( دهر ) كه كامل آن چنين مىباشد :
" هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً " ؛
آيا زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چيز قابل ذكرى نبود ؟ !