تعليقات حرف ثا
( [ 1 ] ) . عملى كه مشعر به بزرگداشت چيزى باشد ( جرجانى ، تعريفات ، ص 50 ) .
در حقيقت ، ثنا همين ذكر جميل است ؛ حضرت حق - جلّ و علا - صور جميع عالم را كه انسان نيز از جملهء آن صور است ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، ص 541 ) .
خود نه زبان در دهان عارف مدهوش * حمد و ثنا مىكند كه موى بر اعضا
( سعدى )
خانهء خود را شناسد خود دعا * تو به نام هركه خواهى كن ثنا
( مولوى )
( [ 2 ] ) . نسخهء متن : كو آن زبان مدحسرايى سزاى دوست
( [ 3 ] ) . قايلان قول لا إله الّا اللّه و معتكفان حرم كبريا را گويند ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 86 ، ذيل واژهء ثابت ) .
سفله طبع است جهان بر كرمش تكيه كن * اى جهانديده ثبات قدم از سفله مجوى
( حافظ )