حرف الثاء
اين مائدهء وجود با زيب و اثاث * پر گشته ز نعمت كسى كوست غياث
گيتى به مثل چو حرف " ثا " يك طبقى * پرميوه ز نقطهء مواليد ثلاث
نكته : حرف ثا اشارت به نهايت مراتب كثرات امكانى است و كنايت از كثرت معارف جزئيّهء انسانى ؛ چرا كه صورت " با " كه بدايت كثرات بود ، در صفحهء باطن وجود ، نقطهء وحدت در ضمن او مندرج مىنمود . اكنون سه نقطه بر صفحهء ظاهر به مجلاى اعيان آمده تا جمعيّت نقاط در صفحهء ظاهر آن شكل با و مصحف آنكه ثا بود ، كنايت باشد از نهايت تكثّر در اعيان ظاهر و اشخاص خارجى در عالم ارقام و كشور شهادت . و اخبار نمايد از مرتبهء جسم كه مشتمل بر ابعاد ثلاثه است و اشعار نمايد از معلومات تصديقيّهء انسانى كه مشتمل بر موضوع و محمول و نسبت بينبين است .
ثنا [ 1 ] : اظهار اوصاف كماليّهء ذات را گويند بر وجهى كه ذات حق را شايسته باشد ، خواه از صفات ذاتيّه باشد و خواه افعاليّه و آثاريّه در هر مرتبه از مراتب وجود . لمؤلفه :
كو آن زبان مدحسراى سزاى دوست [ 2 ] * مدهوش شوق را چه مجال ثناى دوست
ثبات [ 3 ] : استقامت قدم سالك را گويند در مقام عبوديت و رسوخ او در ملكات و اخلاق پسنديده .