حرف العين
خود " عين " جمال است و لبش عين حيات * زان عين شد اين چشمهء مهرش مرآت
بىچشمهء مهر كان دهان است به نطق * لبتشنه دهنگشاده عين ظلمات
نكتهء لطيف : حرف عين كنايت است از ديدهء شهود عارف كه لايزال در نظّارگى جمال ، گشاده در دقايق صنع ، حيران است و هرگز اجفان خود را چون چشم گشادهء عين به خواب غفلت به هم نمىنهد ، چرا كه ديدهء شهود عارف به قوّت حدّت بصر " اذا احببته كنت سمعه و بصره " [ 1 ] است و دوام مشاهده او را مدد روشنايى " فى يسمع و بى يبصر " [ 2 ] است و روشن است كه عين اللّه هرگز به خواب نرود .
" لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ "
[ 3 ] .
و بنا بر ملاحظهء دوام شهود ، بعضى محقّقان عين را كنايت از صفت علم اللّه دانستهاند . برين تقدير ، شواخص عالم امكان ، آن عين را به مثابه مژگان باشند كه در عين امعان به آن " عين الاعيان " حاجب نور بينش عارف و قابض بصر ناظر گردد . چنانچه فرمودهء حضرت رسالتپناه است - عليه الصّلاة و السّلام - : " انّ للّه سبعين ألف حجاب من نور و ظلمة ، لو كشفها ، لاحترقت سبحات وجهه ما انتهى اليه بصره من خلقه " [ 4 ] . و اين نكته بر ديدهء دانشوران هويداست . نظم :
عين العيون حقيقة الإيجاد * فانظر اليه به منزل الأشهاد
لم يلتفت ابدا به غير اللّهه * نظر السقيم يشاهد الأضداد [ 5 ]
عنقا [ 6 ] : وجود مطلق يا مطلق وجود را گويند ؛ و اين همان سيمرغ است كه شرح آن گذشت . حاصل آنكه ، عنقا بر هر مرتبهء كليّهء غيبيّه كه نسبت به مادون خود ، اصل و