كنايه از حضرت قاب قوسين بدين سبب كه دو بحر وجوب و امكان در آن جمع مىشوند . گفتهاند مجمع البحرين مقام وجود به اعتبار اجتماع اسماى الهى و حقايق وجودى در آن است ( جرجانى ، تعريفات ، ص 152 ؛ كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 160 ) .
عالم صفات را جبروت و برزخ البرازخ و برزخيّت اولى و مجمع البحرين و قاب قوسين و محيط الاعيان و واحديّت و عما خوانند ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، ص 114 ) .
بعضى گفتهاند حضرت جمع وجود است ( شاه نعمت اللّه ولى ، رسايل ، ص 113 ) .
مجمع البحرين جام است و شراب * اين شراب و جام آب است و حباب
( شاه نعمت الله ولى )
( [ 5 ] ) . مجمع الاضداد عبارت است از هويّت مطلقهاى كه در پيشگاه به هم پيوستن امور با يكديگر ، تبيين مىگردد .
هويّت مطلقه كه مقام تعانق [ - سر به هم آوردن ] اطراف است ( جرجانى ، تعريفات ، ص 152 ؛ كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 162 ) .
هويّت مطلقه را گويند ( شاه نعمت الله ولى ، رسايل ، ص 113 ) .
( [ 6 ] ) . مستريح بندهاى است كه به راز سرنوشت آگاه شده است ، زيرا مىبيند هرچه مقدّر است كه در هنگام معيّن واقع خواهد شد و هرچه مقدّر نيست تحقّق نخواهد يافت ، پس از طلب و انتظار به آنچه كه واقع نشده است [ آسوده است ] .
بندگانى كه خداوند آنها را از سرّ قدر آگاه كرده است ، زيرا او هر مقدورى را كه در وقت معلوم آن وقوعش واجب شود را مىداند و نيز هرچه مقدور نيست و وقوعش ممتنع است را مىداند ، لذا از طلب و انتظار آنچه واقع نخواهد شد آسوده است ( جرجانى ، تعريفات ، ص 158 ؛ كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 175 ) .
بندهاى را گويند كه خداى متعال او را بر اسرار قدر مطّلع گردانيده باشد و از اين جهت مطّلع مىشود و از آن روى كه گفتهاند : " المقدر كائن " ، در راحت و امن زيست كند ( شاه نعمت الله ولى ، اصطلاحات ، ص 27 ) .
( [ 7 ] ) . خطاب حق به عارفين است كه از عالم اسرار و غيوب به آنها نازل شده است ، زيرا كه عالم و آنچه در آن است از انواع و اجناس و اشخاص ، مظاهر و تفصيل ظهورات حق است و جايگاه تنوّع تجليّات اوست .