تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
سرّ آن به حكمت الهيّه منوط باشد . بيت :
گر چنين جلوه كند مغ‌بچهء باده‌فروش * خاك‌روب در ميخانه كنم مژگان را [ 45 ]
ميان‌باريك [ 46 ] : حجاب وجود سالك را گويند وقتى كه ساير حجب و عوايق ، مرتفع شده باشد . بيت :
چون ميانش را كنارى نيست زان در حيرتم * كين چنين نازك‌ميانى هست دايم در كنار
مناجات [ 47 ] : انصراف دل را گويند به جانب عالم واحديّت و ظهور صفات الوهيّت جهت تكميل نفس سالك . شعر :
الهى حليف الحبّ باللّيل ساهر * يناجى و يدعو ، و المغفّل يهجع [ 48 ]
ميان [ 49 ] : ما بقى آثار را گويند از حجب « 1 » كه موجب استتار جمال معشوق از عاشق باشد . بيت :
در ميان من و معشوق وجود است حجاب * گر حجاب تو منم تا ز ميان برخيزم
محنت [ 50 ] : آلام و نامرادى باشد كه به سبب معشوق به عاشق رسد ، خواه مسبوق به اختيار باشد يا به اضطرار . بيت :
قصّهء محنت مرا شرح و بيان چه فايده * اشك روان من نگر صورت ماجراى من
مسواك [ 51 ] : ذكر قربى را گويند . ميدان [ 52 ] : مقام شهرت و تعيّن را گويند . مدهوشى [ 53 ] : حالت استهلاك و اضمحلال سالك را گويند در محبّت ، ظاهرا و باطنا . نظم :
گفتم كزان لب از پى ديوانه شربتى * گفت اين مفرّحى است كه مدهوشى آورد
مردن [ 54 ] : بعد و حرمان را گويند از فيض الهى و معارف روحانى . بيت :
كار عاشق نيست بىمعشوق چندين زيستن * بىلب جان‌پرور او مردن است اين زيستن
مردن اختيارى [ 55 ] : انصراف دل را گويند از صور اغيار و تعلّق كثرات امكانى به آرزوى عالم وحدت و مجلاى انوار و پيوستن به لطائف اسرار از راه ترك لذّات نفسانى و رفض شهوات جسمانى . [ بيت :
اگر لذّت ترك لذّت بدانى * دگر لذّت نفس لذّت نخوانى [ 56 ] ] « 2 »
هامش
( 1 ) . ب : " از حجب " را ندارد . ( 2 ) . ب : " بيت " و شعر داخل قلاب را ندارد .