آواز پر جبرئيل ، مجموعهء سوم مصنّفات ، صص 219 و 223 ) .
كلام اشارت و انبايى محبوبى را گويند مر محب را به طريق لطف و احسان ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 161 ) .
( [ 7 ] ) . قسمتى از آيهء 171 سورهء نسا كه كامل آن چنين است :
" يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انْتَهُوا خَيْراً لَكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلهٌ واحِدٌ سُبْحانَهُ أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا " ؛
اى اهل كتاب ، در دين خود غلو مكنيد ، و دربارهء خدا جز [ سخن ] راست مگوييد . مسيح ، عيسى بن مريم ، فقط پيامبر خدا و كلمهء اوست كه آن را به سوى مريم افكنده و روحى از جانب اوست . پس به خدا و پيامبرانش ايمان بياوريد و نگوييد [ خدا ] سهگانه است . بازايستيد كه براى شما بهتر است .
خدا فقط معبودى يگانه است . منزّه از آن است كه براى او فرزندى باشد . آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست و خداوند بس كارساز است .
( [ 8 ] ) . قسمتى از آيهء 40 سورهء توبه كه شكل كامل آن چنين است :
" إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ " ؛
اگر او [ پيامبر ] را يارى نكنيد ، قطعا خدا او را يارى كرد : هنگامى كه كسانى كه كفر ورزيدند ، او را [ از مكّه ] بيرون كردند ، و او نفر دوم از دو تن بود ، آنگاه كه در غار [ ثور ] بودند ، وقتى به همراه خود مىگفت : " اندوه مدار كه خدا با ماست " . پس خدا آرامش خود را بر او فروفرستاد و او را با سپاهيانى كه آنها را نمىديدند ، تأييد كرد ؛ و كلمهء كسانى را كه كفر ورزيدند پستتر گردانيد و كلمهء خداست كه برتر است و خدا شكستناپذير حكيم است .
( [ 9 ] ) . لطف محبوب و گاهى با چشم نيز باشد ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 12 ضميمه ) .
التفات را گويند ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 556 ) .
التفات ناز را گويند ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 157 ) .
نيكوى ديگر است و معشوقى ديگر . كرشمهء حسن ديگر است و كرشمهء معشوقى ديگر . كرشمهء حسن را روى در غيرى نيست و از بيرونش پيوندى نه ، اما كرشمهء معشوقى در غنج و دلال و ناز . آن معنى از عاشق مددى دارد و بىاو راست