( [ 6 ] ) . اعانت ، كمك ، دستگيرى ، پايمردى ، دستمردى ، پشتيبانى ، ياورى ، حالت و چگونگى يار ، مهرورزى ( لغتنامهء دهخدا ، ذيل اصطلاح يارى ) .
كس نمىگويد كه يارى داشت حقّ دوستى * حقشناسان را چه حال افتاد ياران را چه شد
( حافظ )
بنال بلبل اگر با منت سر يارى است * كه ما دو عاشق زاريم و كار ما زارى است
( حافظ )
نه تو گفتى كه به جاى آرم و گفتم كه نيارى * عهد و پيمان و وفادارى و دلبندى و يارى ؟
( سعدى )
( [ 7 ] ) . حافظ
( [ 8 ] ) . هنگام ديدار و وصل به عين جمع است ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 143 ) .
( [ 9 ] ) . پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد .
قسمتى از آيات و سور : اعراف 54 ؛ يونس 3 ؛ هود 7 ؛ حديد 4 . و با اندك تفاوتى در آيات و سور : فرقان 59 ؛ سجده 4 ؛ ق 38 .