تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
كفر و دينند در پيش پويان « 1 » * وحده لا شريك له گويان
كرشمه [ 9 ] : التفات حق را گويند به سالك بر وجهى كه موجب جذب دل سالك باشد به جانب حق ، بالكلّيه . بيت :
به يك كرشمه توانى كه كار ما سازى * چرا به چارهء بيچارگان نپردازى
كين [ 10 ] : تسلّط و استيلاى صفات قهرى را گويند در احوال سالك و ظهور آثار آن صفات . بيت :
آهنگ ناز و كين مكن تاراج عقل و دين مكن * بهر خدا آيين مكن آزار ياران بيش « 2 » از اين
گيسو [ 11 ] : طريق طلب وصول و اتّصال را گويند به جمال مطلق و وجه حق كه عالم غيب ، اعتبار از آن « 3 » است و عروة الوثقى و حبل المتين كنايت از آن .
" وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً "
[ 12 ] . بيت « 4 » :
من و باد صبا هر دو دو سرگردان بىحاصل * من از افسون چشمت مست و او از بوى گيسويت [ 13 ]
گوش [ 14 ] : اصداف در و لئالى حقايق الهيّه و اعيان ثابته را گويند كه به خيط خطّ ممدود نفس رحمانى و حبل المتين « 5 » فيض اقدس سبحانى ، انتظام و التيام پذيرفته باشد . بيت :
در حريم عشق نتوان زد دم از گفت و شنيد * زان كه آنجا « 6 » جمله اعضا چشم بايد بود و گوش [ 15 ]
گوى [ 16 ] : سرگشتگى را گويند در مقام عبوديّت كه مقرون به طلب باشد كه به حكم چوگان تقدير ، دل عارف ، ترك تدبير نمايد و خودبخود متحرّك گشته كه در ميدان طلب به صاحب چوگان راه يابد . بيت :
گوى دولت آن بَرَد تا پيشگاه * كز سر حسرت كند در ره نگاه
كفر [ 17 ] : طلب ظلمت عالم كثرت و تفرقه را گويند و بر اعتقادات فاسده در امور الهيّه اطلاق نمايند . بيت :
از تو فرخنده اگر كفر اگر ايمان است * با تو در جلوه اگر كعبه اگر دير مغان
كفر حقيقى [ 18 ] : عالم وحدت و اتّحاد را گويند كه ساتر « 7 » كثرات و احكام تفرقه شود . در اين مقام كفر و ايمان يكى نمايد . بيت :
هامش
( 1 ) . ب : در رهش پويان ( 2 ) . ب : پيش ( 3 ) . ب : عبارت از آن ( 4 ) . ب : عبارت از آن ( 5 ) . ب : ممدونى نفس رحمانى و فحبل المتين ( 6 ) . ب : گرچه اينجا ( 7 ) . د : ساير