گرچه خوش است و دلكش كاشانهاى است جنّت * در جنب حسن رويت كاشانهاى چه سنجد ؟
( عراقى )
جنّت پرانگبين و شير و مى * بىجمال دوست شورستان ماست
( عراقى )
جنّت نقد است اينجا عيش و عشرت تازه كن * زان كه در جنّت خدا بر بنده ننويسد گناه
( حافظ )
( [ 4 ] ) . نزديك ساختن بنده است به مقتضاى عنايت الهى كه هر چيزى كه در طى منازل به سوى حق نيازمند است بدون زحمت و كوشش براى او آماده شده است ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 79 ) .
در نزد اهل سلوك عبارت است از جذب خداى تعالى بنده را به حضرت خويش ( تهانوى ، كشّاف ، ص 189 ) .
جذبه عبارت است از نزديك گردانيدن حق مر بنده را به محض عنايت ازليّه و مهيّا ساختن آنچه در طىّ منازل ، بنده به آن محتاج باشد بىآنكه زحمتى و كوششى از جانب بنده باشد . " اللهمّ ارزقنا " . و طريق جذبه راه انبيا و اولياست ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، ص 215 ) .
كشش را گويند وقتى كه به زحمت مجاهده و كوشش بسيار كار گشاده نشود ، ناگاه جذبهء الهى دررسد و كردارهاى او قبول كند و باقى احوال او تمام سازد . نوع ديگر : كشش الهى را گويند كه بىواسطهء سلوك و اعمال مقدّم باشد يا به مناسبتى كه سالك مقهور باشد تا به مقصود رسد ، چه اوامر اعمال بر وى جارى باشد ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 88 ) .
جذبة الارواح سمو قلب است به مشاهدهء اسرار و حقيقت جذبه ظهور لوائح تجلّى است در عين ارواح تا طيران كند به جناح اشتياق و استباق به معادن حقايق ( شيخ روزبهان بقلى شيرازى ، شرح شطحيات ، ص 621 ) .
هيچ بينم باز در حلق عراقى ناگهان * جذبههاى دلربايت ريسمان انداخته ؟
( عراقى )
خوب رخسارى نقاب از پيش رخ برداشتى * جذبهء حُسنش مرا از من ربودى كاشكى
( عراقى )