تعليقات حرف جيم
( [ 1 ] ) . از امثال است و نظير فارسى آن " بازگردد به اصل خود هر چيز " مىباشد . ر . ك :
امثال و حكم ، ص 361 ؛ مجمع الامثال ، ج 2 ، ص 159 ؛ اوراد الاحباب ، ج 2 ، ص 40 ؛ الانسان الكامل ، صص 164 و 479 ؛ عبهر العاشقين ، ص 31 ؛ روضة المذنبين ، ص 38 .
( [ 2 ] ) . اين عبارت در فصوص الحكم ابن عربى ، پانوشت صفحهء 1156 آمده است و به معنى : " خدا يگانه است و تنهايى را دوست دارد " مىباشد . نيز وتر را با كسره نيز مىتوان قرائت كرد .
( [ 3 ] ) . مقامى كه به جز حضرت ، ديگرى نباشد ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 9 ضميمه ) .
بدانكه بهشت و دوزخ را مظاهر در جميع عوالم هست ، زيرا كه شك نيست كه ايشان را اعيان كه صورت علميّهاند در عالم الهى است و در عالم روحانى پيش از وجود جسمانى نيز وجود دارند . هستى كه عبارت از وجود است ، بهشت است ؛ چه بهشت عبارت از ادراك ملايم است و جميع كمالات چون لازم ذات هستى است ، هرآينه نقايص و ناملايم در مرتبهء وجود ، قطع نظر از ظهور او در مظاهر امكانيّه كرده ، نيست ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، صص 113 و 196 ) .
اينجا معلوم سالك شود كه بهشت چيست و دوزخ كدام است ، آن پير مگر از اينجا گفت ، عشق خدا دين و مذهب عاشقان است ، و معشوق را ديدن ، بهشت اوست ، و از معشوق دور بودن دوزخ او باشد ( عين القضاة ، تمهيدات ، ص 292 ) .
روى را گويند ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 217 ) .