تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 853

مساهمون:

ص٨٥٣
من عجز بچرخ او نخواهم گفتن 750
من قطره و هستىّ تو درياى محيط 685
من كز غم روزگار بىسامانم 292
من كيم تا زنم ز عشق تو لاف 162
من گدا و تمنّاى وصل او هيهات 36
من مثل زمرّد و عدو چون افعى 350
من مصحف ناطقم كه صحّاف ازل 655
من نام وجود از خود انداخته‌ام 422
من نخلم و خرماى ترم پيكانست 342
من نصرت او در همه جا مىكردم 360
موتى كه از آن اهل دلان درمانند 241
مهرى كه براى حق‌تعالى باشد 228
مهمان كه رسد به چشم خود بنشانش 276
ميدان بكام خاطر و گوئى نمىزنى 128
نادان كه حسد از دل او سر برزد 222
ناظر روى تو صاحب‌نظرى نيست كه نيست 136
ناگاه ز غيب دلنوازى برسد 470
ناگاه زمانه كرد انگيز فراق 324
ناگاه شكسته‌اى كه باشد به طرف 474
نام پدر و مادر صورى نبرند 216
نام تو برم كه جان خود تازه كنم 495
نردبان پايهء سراچهء غيب 42
نسبت اقتدار فعل بما 67
نظر پاك اين‌چنين بيند 70
نقد صوفى نه همه صافى بىغش باشد 19
نگار من كه بمكتب نرفت و خطّ ننوشت 136
نگريخته‌ام بعمر خويش از كه و مه 349
نور مىبخشد بخاص و عام عالم بىدريغ 4
نورى كه بذات خويش پيدا شده است 39
نه هركه چهره برافروخت دلبرى داند 19
نى آنكه دهد قوّت ايشان به ستم 707
نى خوارى درويش دوامى دارد 226
نيكى به كسى كن كه بود اهل كرم 704
نيكى و بدى ما بتقدير خدا 473
نى من تنها به مدحش سرفرازى مىكنم 7
نى نعمت و نى بلا نخواهد ماندن 244
نى هستى اين طايفه خواهد ماندن 416
وان دم كه رسد به مستحقّان فيضت 684
وان كس كه نبُرد ره بآداب نبى 291
وان‌كس كه نيافت بهره از شرع نبى 660
وانگاه‌كه مُرد پنجه‌اش يافت گشاد 792
وانها كه بجهل راه حقّ مىپوشند 582
وانها كه ز مرگ دشمنان شاد شوند 419
وانها كه كمال علم و حكمت دارند 619
وانها كه ندارند ز دنيا بهره 482
ور بخت مدد كند بتوفيق إله 314
ور طبع تو پيوسته نخواهد آن را 335
وز جهل يكى كه ماند در قيد ضلال 460
وصف رخسارهء خورشيد ز خفّاش مپرس 17
وقت است كه من بر صف دشمن بزنم 502
وين طُرفه كه آنچه مىشود هم ظاهر 37
وين طُرفه كه خانه مىشود مسكن بوم 317
وين طُرفه كه كس به من نمىدارد گوش 512
هر آب كه شد بسته و برفش خوانى 147
هر اهل دلى كه هست از كام جداست 698
هربار كه پيش عقل نامت بردم 584