ما را همه روز جاه و حشمت بودى 712
ما شمعصفت براى دين مىسوزيم 661
ما عاشق و سرگشتهء سوداى دمشقيم 143
ما علم و شجاعت و فتوّت داريم 264
ما عين شراب و جام و ساقى بوديم 457
مالى كه نه در وجه مَناهى باشد 618
ما مست و خراب چشم ساقى بوديم 457
ما مى به بانگ چنگ نه امروز مىخوريم 49
مانند خليل رفته در آتش تيز 445
مانند شتر كه آب دارد در بار 757
مانند هُما شاكر و فارغبالند 490
ما نيز بقتل اين جماعت كوشيم 764
مبين حقير گدايان عشق را كاين قوم 15
مجموعهء آيات معارف مائيم 639
مجموعهء اسرار الهى مائيم 459
محتاج به رحمت الهيم همه 562
محتاج كه از دور ببيند خواهد 705
محراب به خوندل منقّش سازم 761
مرحبا اى عشق خوش سوداى ما 141
مردان سپاه ما دليرند همه 678
مردم ز وفا و مهر ما برگشتند 600
مردم همه سيم و زر بميراث برند 264
مردن ز شب سياه تاريكترست 315
مردى كه ز قيد نيك و بد آزادست 757
مردى كه كمر بست بتأييد نبى 569
مرغ دل من چنين نماند ضايع 470
مژده اى دل كه مسيحانفسى مىآيد 202
مستغرق خورشيد حقيقت شدهاند 642
مسجد كه تو از حرام سازى باشد 601
مشكل خويش بر پير مغان بردم دوش 94
مشكل كه شود به آخرت اهل نجات 756
مشكين از آن نشد دم خلقت كه چون صبا 128
مشنو ز مقلّدان كه تنجيم بدست 251
مصدر به مثل هستى مطلق باشد 39
مصطفى گفتا على را كاى على 12
مطرب بساز عود كه كس بىاجل نمرد 66
مطلق شد و از قيد بدن گشت خلاص 794
مطلق كه بُوَد ز هر صفت پاك 38
مظلوم كه در ركوع گردد چو كمان 706
معروف بابلهى است داناى فقير 297
معلوم شود كه كيست بدبخت و سعيد 727
معنى گريختن ندانند كه چيست 364
مقصود تو چون نيست ميسّر بطلب 317
مقصود ز صد هزار درويش يكيست 19
مقصود ز هستى خلايق مائيم 371
مقصود من از خلق جهان حاصل نيست 308
مقصود همين است كه در شأن على 7
ملك در سجدهء آدم زمينبوس تو نيّت كرد 135
من اگر خارم و گر گل چمنآرائى هست 66
من بر سر راه آن پرى منتظرم 653
منّت به كسى منه كه ارباب صفا 551
من تجربه كردهام جهان را اى دل 322
من تجربه كردهام كه صابر همه روز 466
من خون تمام دشمنان ريختهام 665
من خير تو خواهم و تو بدخواه منى 449
من عاشق خوبان سيهچشم شوم 637