تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 856

مساهمون:

ص٨٥٦
هركس كه چو من ز اهل بيت كرم است 569
هركس كه چو من ز اهل عرفان باشد 586
هركس كه حديث غير گويد به تو باز 565
هركس كه حريف جام و ساغر نشود 109
هركس كه دم از مهر زند همچون صبح 738
هركس كه ز ارباب عبادت باشد 403
هركس كه ز ترس تو بلرزد چون بيد 598
هركس كه ز روى فضل عالم باشد 528
هركس كه ز فيض حقّ سعادت يابد 439
هركس كه سر از حكم شريعت پيچد 151
هركس كه سرشت او باخلاق نكوست 791
هركس كه سرشته شد به چيزى گِل او 473
هركس كه شنيده است روزى نامت 328
هركس كه شود بعقل ناقص مغرور 753
هركس كه شود بعقل و دانش ممتاز 705
هركس كه شود بمال دنيا فيروز 633
هركس كه شود چو ماه نو شهرهء دهر 468
هركس كه شود مال جهان را صاحب 297
هركس كه شود نقطهء وحدت يارش 705
هركس كه كند صبر و تحمّل حاصل 617
هركس كه كند قصد پريشانى خويش 488
هركس كه نديد قطره با بحر يكى 148
هركس كه نشانهء سعادت دارد 400
هركس كه نكرد طبع او ميل ستم 402
هركس كه نگشت واقف از حال نبى 715
هركس كه نهاد دل بدنياى دنى 555
هركس كه نه از بهر خدا يار تو شد 401
هركس كه نهد بعهد مردم بنياد 634
هر كلب كه تعليم ز صيّاد گرفت 140
هرگاه كه بر يتيم افتد نظرش 711
هرگز بد و نيك خوش نجوشند بهم 550
هرگز دل من بجانب دنيا نيست 611
هرگز سخن عشق مكرّر نشود 137
هرگز نرسد بكنه معبود كسى 698
هرگز نروم از پى خصمى كه گريخت 508
هرگز ننهيم دل بدنياى دنى 121
هرگونه جراحتى كه در عالم هست 230
هر لحظه مرا نصرت و فتحى دگرست 574
هر مال كه در محلّ خود صرف شود 485
هر مرده كه گوى نيك‌نامى برده 380
هر نامه كه بهر من ملك بنويسد 161
هر نقش كه از طاس فلك خواهد دل 641
هر نكته كه من ز فضل خود مىگويم 729
هر نيك و بدى كه مىشود چون ز قضاست 65
هر واقعه‌اى كه مىكند دلها خون 324
هر هيئت و هر نقش كه شد محو كنون 125
هزار نقد به بازار كائنات آرند 134
هزار نقش برآيد ز كلك صنع و يكى 134
هزار نكتهء باريكتر ز موى اينجاست 19
هست عشق آتشى كه شعلهء آن 163
هستند جماعتى به جانان زنده 223
هستند جماعتى به خونش تشنه 539
هستند جماعتى به صورت انسان 463
هستند جماعتى به‌غايت مردود 744
هستند جماعتى توانا اى دل 784
هستند جماعتى كه بدخواه منند 441