افتاد و گويند مهاجرين نزد پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، تفاخر مىكردند بآثار خويش و مرتضى اين ابيات فرمود و مصطفى ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، گفت : « أنت كما وصفت و فوق ما تصف أعداؤك المنافقون و أولياؤك المؤمنون . »
دم زدن از شجاعت سعادتآثار در وقت قتل يكى از كفّار
أنا مذ كنت صبيّا * ثابت القلب جريّا
أبطل الأبطال قهرا * ثمّ لا أفزع شيّا
يا سباع البرّ ريفى * و كلى ذا اللّحم نيّا
إبطال : باطل كردن . و قهر : غلبه كردن . و برّ : دشت . و رافت الماشية : أى رعت الرّيف .
مىفرمايد : من از آن هنگام كه بودم كودك استواردل دلير ، باطل كنم دليران را بقهر ، پس نترسم از چيزى . اى ددان « 1 » دشت ، بچريد و بخوريد اين گوشت را خام « 2 » . س :
آن روز كه من به سال كودك بودم * چون اشك به چشم خلق كوچك بودم
از تندى و تيزى كه مرا بود مدام * در ديدهء دشمنان چو ناوك بودم
خطاب يكى از اهل عداوت به لشكر مرتضى از غايت شقاوت
أضربكم و لو أرى عليّا * ألبسه أبيض مشرفيّا
إلباس : پوشانيدن . و در بعضى نسخ بجاى ألبسه « عمّمته » . و صاحب كشف الغمّة گويد : اين در حرب نهروان بود . « 3 »
هامش
( 1 ) .E: دوان ،G: ددهاى .
( 2 ) .G: به خام .
( 3 ) .C: + اللّه اعلم . - - كشف الغمّة 1 : 242 .