ماهى .
علم التّصوّف علم ليس يعرفه * إلّا أخو فطنة بالحقّ معروف
و ليس يعرفه من ليس يشهده * و كيف يشهد ضوء الشّمس مكفوف « 1 »
سالكان اين طريق غريق درياى يقينند و هرچه شنوند و بينند ، حقّ شنوند و حقّ بينند .
حضرت « 2 » مصطفى ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، در شأن ايشان فرموده : « وا شوقاه إلى لقاء إخوانى « 3 » من بعدى . » صفحهء ادراك ايشان از حرف غير پاك ، و سر ايشان در قدم هر بىسروپا خاك باشد . آئينهء دل ايشان زنگ و بادهء توحيدشان « 4 » رنگ ندارد . ظ : « 5 »
غلام همّت آنم كه زير چرخ كبود * ز هرچه رنگ تعلّق پذيرد آزادست
طايفهاى باشند بس رفيع الشّأن عظيم القدر و مشاهدهء حقّ كنند ، « كما ترون « 6 » القمر فى ليلة البدر » .
س :
تا من خبر از طور تصوّف دارم * بر ماضى عمر خود تأسّف دارم
چون ترك تكلّفات رسمى كردم * صد عيش و نشاط بىتكلّف دارم
ض :
و نهج سبيلى واضح لمن اهتدى * و لكنّما الأهواء عمّت فأعمت « 7 »
شنيده باشى كه اسكندر نقّاشان خطا و چين را فرمود « 8 » كه دو ديوار متقابل « 9 » را نقش كنند « 10 » . پردهاى در ميان آويختند و از طرفين خيالات انگيختند . نقّاشان خطا نقوش مختلفه غريبه « 11 » مىنگاشتند « 12 » و استادان چين تصفيه و تجليه به كار مىداشتند . بعد از رفع حجاب و كشف نقاب ، آنچه نقّاشان خطا را به عرق جبين و كدح يمين حاصل شده بود ، زيباتر از آن در صفحهء استادان چين مىنمود . س :
اى دل ز طريق اهل صورت بگذر * آئينه شو و ز هر كدورت بگذر
هامش
( 1 ) . - جامع الأسرار : 196 . - مصباح الهداية : 84 .
( 2 ) .F: + محمد .
( 3 ) .E: + يكونون .
( 4 ) .G: ايشان .
( 5 ) .F: خواجه حافظ .
( 6 ) .AB: يرون .
( 7 ) . همان : 33 .
( 8 ) .A: فرموده .
( 9 ) .D: مقابل .
( 10 ) .B: كنيد .
( 11 ) .D: غريبهء مختلفه .
( 12 ) .E: نگاشتند .