تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 748

مساهمون:

ص٧٤٨
صبر كن و باش به خدا ستوده‌مقصدها . و مباش آراميده « 1 » در سراى خوارى ؛ چه به درستى كه خوارى پيوسته باشد به خوارى . و اگر دهد ترا خداوند كرم چيزى خوب ، پس باش بشكر گشاده‌زبان . س :
اى دوست ترا طمع نگونسار كند * بر هركه طمع كنى ترا خوار كند زنهار كه در صبر و « 2 » قناعت كوشى * تا چرخ ترا مركز پرگار كند

امر بصبر كه مفتاح مطالب و مصباح مآرب است

الصّبر مفتاح ما يرجّى * و كلّ خير به يكون فاصبر و إن طالت اللّيالى * فربّما طاوع الحرون و ربّما نيل باصطبار * ما قيل هيهات لا يكون
مطاوعة : فرمان‌بردارى كردن . و حرون : اسب كه بر جاى « 3 » بايستد و نرود . مىفرمايد : صبر كليد آن چيزست « 4 » كه اميد داشته شود ، و هر خيرى « 5 » بصبر مىشود . پس صبر كن ، و اگرچه دراز باشد شبها ؛ پس بسا كه فرمان برد اسب بر جاى ايستاده « 6 » . و بسا كه يافته شود بصبر آنچه گفته شود در شأن او : دورست ، نمىشود . س :
صبرست كه مفتاح سعادت باشد * صبرست كه مصباح عبادت باشد گر صبر كنى زود مهيّا گردد * چيزى كه ترا « 7 » به آن ارادت باشد

نهى از كراهت مكروه دنيوى كه مشتمل است بر حكم و مصالح معنوى

لا تكره المكروه عند نزوله * إنّ الحوادث لم تزل متباينه كم نعمة لم تستقلّ بشكرها * للّه فى طىّ المكاره كائنه
هامش
( 1 ) .G: ارميده . ( 2 ) .E: - و . ( 3 ) .G: جائى . ( 4 ) .E: خيرست . ( 5 ) .A: چيزى . ( 6 ) .A: بجاى ايستاده . ( 7 ) .E: - ترا .