تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 747

مساهمون:

ص٧٤٧
نيست و مىتواند بود كه أجنّ را خبر او دارند ، ليكن اوّل ابلغ است . مىفرمايد : گمان مىبرند مردم به من خير ، و به درستى كه من هرآينه بدتر مردمم ، اگر عفو نكنى از من . و در پيش من جاى بازداشتنى درازست ، گويا من به حقيقت خوانده شده‌ام براى آن ، گويا كه من خوانده شده‌ام براى آن « 1 » . ديوانه مىشوم به ديدار نيك دنيا ديوانه شدنى ، و نيست مىشود زندگانى به آرزو كردن از دنيا . پس اگر باشد آنكه درست كنم ترك را در دنيا ، باژگونه كنم مر اهل دنيا را پشت سپر . س :
تا كى به گناه خود شوم آلوده * وز مردم غافل شنوم بيهوده يا ربّ كرمى كن كه نشينم فارغ * وز هر دوجهان شود دلم آسوده

نصيحت قرّة العين امير المؤمنين حسين « 2 »

و من كرمت طبائعه تحلّى * بآداب مفضّلة حسان و من قلّت مطامعه تغطّى * من الدّنيا بأثواب الأمان و ما يدرى الفتى ما ذا يلاقى * إذا ما عاش من حدث الزّمان فإن غدرت بك الأيّام فاصبر * و كن باللّه محمود المعانى و لا تك ساكنا فى دار ذلّ * فإنّ الذّلّ يقرن بالهوان و إن أولاك ذو كرم جميلا * فكن بالشّكر منطلق اللّسان
تحلّى : آراسته شدن . و تفضيل : فاضل كردن . و تغطّى : پوشيده شدن « 3 » . و الحدث ( بالفتح ) : الحادثة . و المعانى : جمع معنى ، بمعنى المقصد . و ذلّ : يا بضمّ بمعنى خوار شدن ، يا بكسر بمعنى لين . و انطلاق : گشاده شدن . مىفرمايد : هركه بزرگ باشد سرشتهاى او ، آراسته شود به ادبهاى فاضل‌كردهء خوب . و هركه اندك باشد طمعهاى او ، پوشيده شود از دنيا به جامه‌هاى امن . و نمىداند جوانمرد كه بچه مىرسد ، چون زندگانى كند از حادثهء زمان . پس اگر بىوفائى كند با تو روزگار ، پس
هامش
( 1 ) .G: - گويا كه من خوانده شده‌ام براى آن . ( 2 ) .C: + عليه سلام اللّه ،G: حسن . ( 3 ) .G: - شدن .