من . و واى ، پس واى ، پس واى مر انكاركنندهء فرمانبردارى مرا و خواهندهء كم كردن حقّ مرا . و واى مران كس را كه بدبخت شود از بىخردى ، خواهد دشمنى مرا بىگناه . س :
هركس كه نگشت واقف از حال نبى * يكرنگ نشد ز جهل با آل نبى
گر فضل على خود نتوانى دانست * بايد كه كنى فهم ز اقوال نبى
حكايت
امام على بن احمد واحدى از ابو هريره روايت كند كه مرتضى اين ابيات را در حضور ابو بكر و عمر و عثمان و طلحه و زبير و فضل بن عبّاس و عمّار و عبد الرّحمن و ابو ذرّ و مقداد و سلمان و عبد اللّه بن مسعود ، رضى اللّه عنهم ، « 1 » فرمود .
مفاخرت بمناقب حشمت اثر در مجلس امير المؤمنين عمر « 2 »
اللّه أكرمنا بنصر نبيّه * و بنا أقام دعائم الإسلام
و بنا أعزّ نبيّه و كتابه * و أعزّنا بالنّصر و الإقدام
و يزورنا جبريل فى أبياتنا * بفرائض الإسلام و الأحكام
فنكون أوّل مستحلّ حلّه * و محرّم للّه كلّ حرام
الدّعامة ( بالكسر ) : عماد البيت . و إعزاز : عزيز ساختن . و إقدام : به « 3 » پيش شدن در جنگ . و الفريضة : الفرض . و استحلال : حلال داشتن .
مىفرمايد : خدا بزرگ گردانيد ما را به يارى كردن پيغمبر او ، و بما قائم گردانيد ستونهاى اسلام را . و بما عزيز كرد پيغمبر خود را و كتاب خود را ، و عزيز كرد ما را به يارى دادن و به پيش رفتن در جنگ . و زيارت مىكرد ما را « 4 » جبرئيل در خانههاى ما به فرضهاى اسلام و به حكمهاى خدا . پس بوديم اوّل حلالدارنده حلال او را و حرامكننده براى خدا هر حرام
هامش
( 1 ) .A: + تعالى ،C: رضوان اللّه عليهم .
( 2 ) .G: - در مجلس . . .
( 3 ) .G: - به .
( 4 ) .C: زيارت كرد .