تعالى :
بِكَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ * بَيْضاءَ
« 1 » ؛ و إتراع : پر كردن . و كأس دهاق : أى ممتلئة . و زعفه زعفا : أى قتله مكانه ، و سمّ زعاف بالضّمّ . و الزّعاق ( بالضّمّ ) : الماء الممزوج بالملح الشّديد الملوحة . و القطّ : القطع عرضا ( من الأوّل ) .
مىفرمايد : فراگير اين كاسه را پركردهء پر ، كاسهء زهر كه آميخته است به نمك آب .
به درستى كه ما هرآينه قومى باشيم كه نبينيم آنچه ملاقى شود ما را ، شكافم به درازى تارك را و « 2 » برم به پهنا ساق را . س :
اى سفله به قصد خون خود خيره مشو * ناموس چه ورزى سر خود گير و برو
در مزرع دهر باشد از تيغ مرا * داسى كه به آن كنم سر خصم درو
اخبار از غيب بىشايبهء ريب
أرى حربا مغيّبة و سلما * و عهدا ليس بالعهد الوثيق
وثيق : بمعنى موثوق به .
مىفرمايد : مىبينم حربى غايب ساخته و صلحى و پيمانى كه نيست پيمان استوار . س :
در طاس فلك نقش بلا مىبينم * وز لوح قدر حرف جفا مىبينم
هر عهد كه كردهاند ياران با من * در كسوت تزوير و ريا مىبينم
حكايت
مرتضى ، عليه السّلام ، حريث بن راشد را پيش از حرب صفّين امير اهواز « 3 » ساخت و بعد از مراجعت آن حضرت تمرّد نمود و مرتضى معقل بن قيس رياحى را بحرب او فرستاد و او را بكشت و جمعى از بنى ناجيه كه معاون حريث « 4 » بودند اسير شدند و مصقلة بن هبيرهء « 5 » شيبانى كه او نيز در اهواز عامل مرتضى بود از معقل التماس كرد كه فداى آن
هامش
( 1 ) . الصّافّات : 45 - 46 .
( 2 ) .E: - و .
( 3 ) .C: هوازن .
( 4 ) .E: او .
( 5 ) .E: هبير .