تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
مرا ، مگر انس‌گيرنده‌اى كه مىترسم از انس گرفتن او . پس جدا شو « 1 » از مردم ، مادام كه توانى . و آرام مگير به‌آن‌كس كه مىترسى از چرك او ؟ چه بنده اميد مىدارد ، آنچه « 2 » نيست دريابد آن را ، و مرگ نزديكترست به او از نفس او . س :
كس نيست درين دور كه از روى صفا * باشد بطريق مهر و آئين وفا « 3 » هرچند كه با كسى وفا بيش كنى * از جانب او بيش رسد جور و جفا

تقريب « 4 » نفس بموت كه لازم حياتست و ترغيب او به طهارت كه موجب نجاتست

لا تأمن الموت فى طرف و لا نفس * و لو تمنّعت بالحجّاب و الحرس و اعلم بأنّ سهام الموت نافذة * فى كلّ مدّرع منها و مترس ما بال دينك ترضى أن تدنّسه * و ثوب نفسك مغسول من الدّنس « 5 » ترجو النّجاة و لم تسلك مسالكها * إنّ السّفينة لا تجرى على اليبس
طرف : چشم برهم زدن . و تمنّع : استوار و قوى شدن . و حاجب : پرده‌دار . و حارس : پاسبان ، و حرس ( بفتح ) : جمع او . و نفاذ و نفوذ « 6 » : گذشتن تير از نشانه . و ادّراع : زره پوشيدن . اتّراس : سپر در پيش داشتن . و بال : حال . و تدنيس « 7 » : چركن ساختن . و غسل : شستن . و يبس ( بفتح ) : خشك . مىفرمايد : آمن « 8 » مباش از مرگ در چشم برهم « 9 » زدنى و نه در نفسى ، و اگرچه استوار باشى به پرده‌داران و پاسبانان . و بدان كه تيرهاى مرگ گذرنده‌اند در هر زره‌پوشى از آن تيرها « 10 » و هر سپر « 11 » در پيش‌دارنده‌اى . چيست حال دين تو كه خشنودى به‌آنكه چركن سازى او را ، و جامهء تن تو شسته شده « 12 » باشد از چرك ؟ اميد مىدارى رستگارى را و
هامش
( 1 ) .G: شوم . ( 2 ) .CG: آن را كه . ( 3 ) .G: و فنا . ( 4 ) .B: تعزيه . ( 5 ) .E: الدبس . ( 6 ) .C: نفاد و نفود . ( 7 ) .C: تدهين . ( 8 ) .C: ايمن . ( 9 ) .E: بهم . ( 10 ) .AE: نيزها . ( 11 ) .G: سر . ( 12 ) .CG: - شده .
شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 530 | حسين بن معين الدين الميبدي / حسن رحمانى / سيد ابراهيم اشك شيرين