تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
مىفرمايد : نرم رويد ، نرم رفتن مور . به حقيقت آمد هنگام ظفر . انكار مكنيد « 1 » ، كه آتش حرب مىاندازد شرر . به درستى كه ما همه اهل صبريم ، نه سستى . س :
اى شيردلان كه در مصاف آمده‌ايد * وز « 2 » روى وفا « 3 » با دل صاف آمده‌ايد تعجيل مورزيد و سخن گوش كنيد * كاينجا نه به آئين خلاف آمده‌ايد

جستن معاويه براى مبارزت در حرب صفّين و شمردن فضائل خويش « 4 » بحسب دنيا و دين

أنا علىّ فاسألونى تخبروا * ثمّ ابرزونى فى الوغى و أدبروا سيفى حسام و سنانى يزهر * منّا النّبىّ الطّاهر المطهّر و حمزة الخير و تربى جعفر * له جناح فى الجنان أخضر و فاطم عرسى و فيها مفخر * هذا لهذا و ابن هند محجر مذبذب مطرد مؤخّر
أخضر : سبز . و عرس ( بكسر عين ) : زن . و مراد از ابن هند معاويه . و أحجرته : أى ألجأته إلى أن دخل حجره . و ذبذبة : واگردانيدن . و فلان أطرده السّلطان : أى أمر بإخراجه عن بلده . مىفرمايد : من علىام ، پس بپرسيد « 5 » از من تا خبر داده شويد . پس بيرون « 6 » آئيد براى من در كارزار و پشت دهيد « 7 » . شمشير من برنده است و سرنيزهء من مىدرخشد . از ماست پيغمبر پاك پاك‌كرده « 8 » و حمزه ، بهتر مردم « 9 » ، و همزاد من است جعفر طيّار كه مرو راست بالى « 10 » در بهشتهاى سبز ، و فاطمه زن من است و دران جاى نازيدن است . اين براى اينست و معاويه ، پسر هند ، به سوراخ كرده شده است ، بازگردانيده « 11 » ، فرموده شده به راندن او ،
هامش
( 1 ) .A: مىكنند . ( 2 ) .CG: از . ( 3 ) .A: صفا . ( 4 ) .C: خود . ( 5 ) .C: بترسيدE: پس پرسيد . ( 6 ) .CG: برون . ( 7 ) .G: دهند . ( 8 ) .E: - پاك كرده . ( 9 ) .C: من . ( 10 ) .G: مر او را باليست . ( 11 ) .CG: + شده .