تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
شد و در پيرامون كوه احد آتش حرب اشتعال يافت و قريش پانزده زن از اعيان با خود برده بودند كه تذكار مقتولان بدر كنند تا مردان در جنگ محكم باشند ، و يكى از آنها هند بود و مىخواندند :
نحن بنات طارق * نمشى على النّمارق إن تقبلوا نعانق « 1 » * أو تدبروا نفارق « 2 » فراق غير وامق
و پيغمبر بتأييد و نصر الهى قريش را بشكست و صحابه به غارت مشغول شدند ، پس قريش مراجعت نموده غلبه كردند . و وحشى ، غلام جبير بن مطعم كه حمزه عمّ او را ، طعمة بن عدىّ ، در غزاى بدر كشته بود ، به اغواى جبير در پس سنگى كمين كرد و حربه بينداخت و حمزه را شهيد ساخت و شكم مبارك او را بشكافت و جگرش برداشت و پيش هند برد كه حمزه باتّفاق على در بدر عتبه ، پدر او را ، كشته بود و هند پاره‌اى از جگر حمزه در دهان نهاد و بخائيد « 3 » و بينداخت ، پس برفت و حمزه را مثله كرد و از پوست او سوار و بازوبند و خلخال بساخت و با خود به مكّه برد . و عمر حمزه پنجاه و شش سال بود . و دو « 4 » بيت اوّل اشارت به اين قصّه است . و عدد شهداى بدر هفتادست ، چهار از مهاجرين و باقى از انصار . و كيفيّت قتل ابو جهل بر وجهى كه بخارى از عبد الرّحمن بن عوف روايت كرده آنست كه در صفّ قتال دو كودك از يمين و يسار خود ديدم ، معاذ بن عمرو و معاذ بن عفراء ، و در دلم گرديد كه اگر دو مرد بودندى ، بهتر بودى . ناگاه يكى از من سؤال كرد كه ابو جهل كدام است . گفتم : « ترا با او چه كار ؟ » گفت : « به من رسيده كه او دشنام به پيغمبر داده . بحقّ خدا كه اگر او را ببينم ، ازو جدا نشوم تا من و او يكى كشته شويم . » و آن دگر همين بگفت و من تعجّب كردم . ناگاه ابو جهل را ديدم كه در معركه جولان مىكرد . گفتم : « مطلوب شما آنست . » ايشان با شمشير كشيده بشتافتند و او را بضرب تيغ دريافتند و كشته گشت . و
هامش
( 1 ) .G: بعانق . ( 2 ) .E: تفارق . ( 3 ) .G: بجائيد . ( 4 ) .C: در .
شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 429 | حسين بن معين الدين الميبدي / حسن رحمانى / سيد ابراهيم اشك شيرين