تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
داشت و ابو جهل مىگذشت و بسى ايذا به آن حضرت رسانيد و حمزه بصيد رفته بود و عادت او آن بودى « 1 » كه در وقت مراجعت از صيد طواف كعبه كردى ، چون بازگشت و طواف مىكرد ، كنيزك عبد اللّه بن جدعان صورت حالى كه ميان مصطفى و ابو جهل گذشته بود عرض كرد « 2 » ، او در حال بمجلس قريش رفت و به كمان سر ابو جهل بشكست و اظهار اسلام فرمود . و از اشعار اوست :
حمدت اللّه حين هدى فؤادى * إلى الإسلام و الدّين الحنيف بدين جاء من ربّ عزيز * خبير بالعباد بهم لطيف إذا تليت رسائله علينا * تهمّر دمع ذى اللّبّ الحصيف
و احتساب : مزد چشم داشتن . و بدر : موضعى يا چاهى « 3 » ميان مكّه و مدينه ؛ و يوم بدر : جمعه هفدهم رمضان سال دوم از هجرت كه پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، با قريش غزا فرمود « 4 » . و در بشّرت الهنودا « 5 » تعريض به دنائت و رذالت هند . مىفرمايد : آمد به من كه هند زن حلال صخر ، ابو سفيان ، خواند درك را و مژده داد به هنديان . پس اگر فخر مىكند هند به حمزه ، آن هنگام كه پشت كرد بر دنيا با شهيدان مزد چشم‌دارنده شهيد . پس به درستى كه ما به حقيقت كشتيم در روز بدر ابو جهل پسر هشام و عتبه پسر ربيعه و وليد پسر عتبه را . س :
هرچند كه فتح كرد بدخواه حسود * وز طالع برگشته به اين شد خشنود گو شاد مشو كه فتح از جانب ماست * بسيار شد و دگر بسى « 6 » خواهد شد

حكايت

چون قريش در بدر مغلوب شده مراجعت كردند ، سه هزار مرد در سال سوم هجرت « 7 » براى حرب مهيّا شدند و پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، با هفتصد مرد متوجّه
هامش
( 1 ) .E: بود . ( 2 ) .E: + و . ( 3 ) .E: جائى . ( 4 ) .E: فرموده . ( 5 ) .C: الهنود ،G: هنودا . ( 6 ) .C: بسى دگر . ( 7 ) .B: هجرى .