س :
چون يافتهاى ز فيض حقّ انعامى * زنهار منه به راه شيطان گامى
بىحكم قضا نمىشود اكرامى * از غير خدا مخواه هرگز كامى
س :
تا صد غم و رنج را تحمّل نكنى * يك نكتهء تحقيق تأمّل نكنى
خواهى كه خدا پاس تو دارد همه دم * بايد كه دمى ترك توكّل نكنى
و نافس ببذل المال فى طلب العلى * بهمّة محمود الخلائق ماجد
و لا تبن للدّنيا بناء مؤمّل * خلودا فما حىّ عليها بخالد
و كلّ صديق ليس للّه ودّه * فناد عليه هل به من مزايد
المنافسة : مجاهدة النّفس للتّشبّه « 1 » بالأفاضل و اللّحوق بهم من غير إدخال ضرر على غيره . « 2 » و على ( بضمّ عين ) : بزرگى . و خليقة : سرشت ، و خلائق : جمع او . و التأميل : الرّجاء .
و مزايده : با يكدگر افزودن . و مصراع سادس كنايت از مفارقت ، چه آنچه مىفروشند ، در مزاد مىاندازند .
مىفرمايد : كوشش كن به صرف مال در جستن بزرگى براى تشبّه به همّت ستوده سرشتهاى بزرگوار . و بنا مكن براى دنيا بناى اميددارندهء جاودانه بودن ، كه نيست زندهاى بر دنيا جاودانه . و هر دوستى كه نيست براى خدادوستى او ، پس ندا كن برو كه آيا هست به او هيچ افزونكننده در بها . س :
دنيا چو « 3 » به كس وفا « 4 » نخواهد كردن * خوش نيست براى جمع آن بد كردن
هركس كه نه از بهر خدا يار تو شد * فرض است ترا يارى او رد كردن
هامش
( 1 ) .B: للتشبيه .
( 2 ) . مفردات : 818 .
( 3 ) .E: چه .
( 4 ) .A: وفا به كس .