يكدگر صلح كردن . و عرين : بيشهء شير . و لقاء : كارزار « 1 » . و نوم : خواب كردن ؛ و نيام : جمع نائم . و فريق : گروه . و انبطاح : بر روى افتادن . و در عدول از « مرحوا » به مرح اشعار به بودن آن شيران به مثابهء يك « 2 » ذات ، مثل
وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ
« 3 » .
مىفرمايد : شب تاريك است و جمعى مردم مانند غوچها سرو بهم مىزنند « 4 » سرو زدن شيران ، نمىبينم ايشان را كه با يكدگر صلح كنند . شيران بيشهاند در كارزار ، به حقيقت نشاط كنند ، بعضى ازيشان خوابكنندگانند و گروهى بر رو « 5 » افتادهاند . پس هركه نجات يافت بسر خود ، پس به حقيقت سود كرد « 6 » . س :
شيران دلاورند امشب در جنگ * سررشتهء فتح و نصرت آرند بچنگ
دارند ز خون دشمنان هردم رنگ * يا ربّ نشود توسن اين طايفه لنگ
هامش
( 1 ) .A: + كردن .
( 2 ) .E: - يك .
( 3 ) . الكهف : 50 .
( 4 ) .CG: زنند .
( 5 ) .CG: برو .
( 6 ) .E: كند .