خطاب تهديدمآب به معاويه و جنود در ليلة الهرير كه آتش حرب افروخته بود
أبى اللّه إلّا أنّ صفّين دارنا * و داركم ما لاح فى الأفق « 1 » كوكب
إلى أن تموتوا أو نموت و ما لنا * و ما لكم عن حومة الحرب مهرب
صفّين ( بكسر صاد و تشديد فاء ) : دهى خراب نزديك رقّه بر كنار رود فرات كه محلّ محاربهء حضرت ناظم و معاويه بود ، و غير منصرف به علميّت و تأنيث بتأويل « بقعة » . و أفق ( بضمّ فاء و سكون او ) : كنارهء آسمان . و حومة : حربگاه ، و قال الجوهرىّ : حومة القتال :
معظمه « 2 » .
مىفرمايد : منع كناد خدا مگر آنكه باشد صفّين خانهء ما و خانهء شما ، مادام كه درخشد در كنارهء آسمان ستارهاى . تا آن زمان كه بميريد شما ، يا بميريم ما ، و نيست مر ما را و نه مر شما را از جاى حرب جاى گريز . س :
تا هست ستارهاى درين چرخ كبود * پيوسته ميان ما جدل خواهد بود
يا تيغ اجل كشد فلك بر سر من * يا پاك كند نام تو از لوح وجود
حكايت
چون مرتضى بعد از محرّم عزيمت قتال فرمود ، روز اوّل مالك اشتر را بحرب فرستاد و روز دوم هاشم بن عتبة بن ابى وقّاص و روز سوم زياد بن نصر و روز چهارم و پنجم بنفس نفيس خود حرب كرد و در پنجم عمّار بن ياسر كه از اكابر صحابهء پيغمبر بود و هاشم بن عتبه و عبد اللّه بن بديل بن ورقاء از لشكر مرتضى شهيد شدند ، و ذو الكلاع « 3 » و مطاع بن مطّلب قينى « 4 » و حريث بن صباح حميرى « 5 » از لشكر معاويه كشته شدند . و مرتضى چندان حرب كرد كه شمشيرش كج شد و قبضهء شمشير بدست مبارك او چسبيد « 6 » و آخر ربيعهء همدان « 7 » با دوازده هزار سوار حمله كردند و دشمنان را مغلوب و
هامش
( 1 ) .C: + من .
( 2 ) . صحاح : 1908 .
( 3 ) .EG: ذو الكلاغ .
( 4 ) .E: قيبى .
( 5 ) .E: خمرى .
( 6 ) .C: جنبيد .
( 7 ) .C: همدانى .