و سلّم ، قال : أفلح و أبيه إن صدق . » « 1 »
مىفرمايد : من على و پسر عبدالمطّلبم ، ما كه قريشيم ، بحقّ خانهء خدا « 2 » كه سزاوارتريم به كتابهاى آسمانى ، و به پيغمبر برگزيدهء غير دروغگوى ، اهل علم لشكريم و مقام ابراهيم و پردههاى كعبه . ما نصرت داديم « 3 » پيغمبر را بر همهء عرب . س :
پيغمبر حقّ مرا برادر مىگفت * با جان و دل خويش برابر مىگفت
من نصرت او در همه جا مىكردم * آن دم كه سخن ز شرع انور مىگفت
فتح « 4 »
نسبت كعبه و پردهء او به حضرت ناظم ، عليه السّلام ، باعتبار آنست كه اجداد او تا قصىّ ضابط كعبه بودند و درى كه امروز كعبه را هست عبد المطّلب ساخته و او خانه را به جامهء حرير گرفت . و كعبه در مغاكى نهاده بود و هرگاه كه باران آمدى ، بدرون كعبه رفتى . قبايل اربعهء قريش در سال سى و پنجم از ولادت « 5 » نبى ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، اتفاق كردند و كعبه را بكندند و اساس او را يك بالا مرتفع ساختند و خانه تمام كردند و در ميان قبايل خلاف شد كه حجر اسود « 6 » را كدام قبيله بجاى خود نهند . ناگاه حضرت مصطفى ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، برسيد ؛ همه اتفاق بران حضرت « 7 » كردند و آن حضرت رداى مبارك بينداخت و حجر اسود بر وى نهاد و قبايل قريش را فرمود كه هريك گوشهاى از ردا بگرفتند و به نزديك پيغمبر آوردند و پيغمبر حجر را برگرفت و در مقامى كه امروز هست بنهاد . و « 8 » شعبى گويد : خانهء كعبه را ، شرّفها اللّه ، اوّل آدم بنا كرد ، پس شيث ، پس ابراهيم و اسماعيل ، پس قريش ، پس عبد اللّه بن زبير كه شادروان و حجر داخل كرد ، پس حجّاج بن يوسف كه « 9 » به وضع اوّل بساخت و اينكه امروز هست « 10 » بناى حجّاج است .
هامش
( 1 ) . بخارى : 44 ، 1758 ، 2481 ، 6443 ؛ مسلم : 12 ؛ أبى داود : 331 ، 2830 ؛ دارمى : 1532 ؛ نسائى : 454 ، 2063 ، 4942 . - - روضة الطّالبين 9 : 190 .
( 2 ) .C: خداى .
( 3 ) .C: - داديم .
( 4 ) .CE: - فتح .
( 5 ) .C: + حضرت .
( 6 ) .C: حجر الاسود .
( 7 ) .E: به آن حضرت .
( 8 ) .E: نهاد .
( 9 ) .E: - كه .
( 10 ) .G: است .