قاتل او « 1 » محمّد بن مسلمه بود ، و اوّل اصحّ است كه در « 2 » صحيح مسلم مسطورست ، ليكن بيش از سه مصراع « 3 » اوّل در آنجا نيست . و بعد از مرحب ياسر بحرب آمد و « 4 » بعضى گويند زبير بن عوّام به جنگ او رفت و صفيّه بنت عبد المطّلب كه مادر او بود گفت « 5 » : « يقتل ابنى ، يا رسول اللّه . » پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، فرمود : « بل ابنك يقتله ، إن شاء اللّه . » و چون بهم رسيدند ، زبير او را بكشت . پس عنتر بحرب آمد و بتيغ مرتضى مقتول شد .
جواب او به افصح عبارات و املح استعارات « 6 »
أنا علىّ و ابن عبد المطّلب * مهذّب ذو سطوة و ذو غضب
غذيت فى الحرب و عصيان النّوب * من بيت عزّ ليس فيه منشعب
و فى يمينى صارم يجلو الكرب * من يلقنى يلق المنايا و العطب
إذ كفّ مثلى بالرّءوس تلتعب
عبد المطّلب شيبه نام داشت و وجه اطلاق « عبد المطّلب » برو آنكه هاشم ، پدرش ، سلمى بنت عمرو بن زيد بن لبيد « 7 » بن عامر بن نجّار را در مدينه بخواست و ازو آبستن شد و او به غزّه بمرد و شيبه بزاد و هفت سال در مدينه بود و با كودكان گفتى : « أنا ولد سيّد البطحاء . » پس عمّ او ، مطّلب ، بشنيد و به مدينه رفت و او را از مادر « 8 » بدزديد و چون كسى پرسيدى كه اين كيست ، گفتى : « بندهء من است . » تا به مكّه آمدند . و وجه تسميهء او به « شيبه » آنكه در وقت ولادت موى سر او سفيد بود . و چون عبد المطّلب به سمت شهرت و حشمت موسوم بود و از وقت ولادت پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، كه عام الفيل بوده تا سال هشتم كه وقت وفات عبد المطلّب بوده رعايت و ضبط احوال پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، مىكرده ، حضرت ناظم خود را به او نسبت فرموده و نام ابو طالب از ميان طرح
هامش
( 1 ) .C: - قاتل او ،G: - او .
( 2 ) .E: - در .
( 3 ) .E: مصرع .
( 4 ) .E: - و .
( 5 ) .E: - و .
( 6 ) .C: ابين اشارات .
( 7 ) .C: اسد .
( 8 ) .E: + او .