حادثهء او ، عجبترست . س :
اى دل عجب است نزد ارباب كمال * گرديدن روزگار از حال به حال
ليكن عجبى از آن عجبتر ديدم * غفلت كه به هيچگونهاش نيست زوال
و الصّبر فى النّائبات صعب * لكنّ فوت الثّواب أصعب
صعوبة : دشوار شدن ؛ و صعب : دشوار . و فوت : درگذشتن . و الثّواب : جزاء الطّاعة .
مىفرمايد : صبر در حوادث روزگار دشوارست ، ليكن « 1 » فوت ثواب بسبب بىصبرى دشوارترست . س :
اى دل چو ترا واقعهاى پيش آيد * يا تير غمت بر جگر ريش آيد
گر صبر كنى ثواب آن روز جزا * از هرچه كسى گمان برد بيش آيد
و كلّ ما يرتجى قريب * و الموت من كلّ ذاك أقرب
ارتجاء : اميد داشتن .
مىفرمايد : هرچه اميد داشته شود ، نزديك است ، و مرگ از همهء آن نزديكترست . س :
مردن ز شب سياه تاريكترست * وز هرچه كنى خيال باريكترست
هرچند اميد ما بما نزديك است * دانم بيقين كه مرگ نزديكترست
نكته
صدّيق را ، رضى اللّه عنه « 2 » ، بيتى است مناسب اين :
كلّ امرئ مصبّح فى أهله * و الموت أدنى من شراك نعله
هامش
( 1 ) .E: لكن .
( 2 ) .C: - رضى . . .