ندب « 1 » : بر مرده گريستن . و مفعول شئت محذوف . و لاقيت جواب إذا .
مىفرمايد : پس بحقّ خدا « 2 » كه من در هر ساعت ، هرگاه كه خواهم ، ملاقات كنم مردى را كه مرده است يار او ؛ هرگاه كه نسبت كردم خود را در روزگار به او به حيلتى ، نو مىكنند « 3 » اندوهگن « 4 » كردنى را هر روز ، جمعى كه مىگريند بر مردهء او . س :
اى رفته بتجريد « 5 » ترا آوازه * دارى فرح و نشاط بىاندازه
با خلق اگر كسى تعلّق دارد * پيوسته شود جراحت او تازه
ارشاد ارباب صلاح باسباب فلاح
فرض على النّاس أن يتوبوا * لكنّ ترك الذّنوب أوجب
الفرض : التّقدير ، قال اللّه تعالى :
فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ
« 6 » و مراد اينجا چيزى كه تارك آن آثم باشد و او بمذهب امام شافعى مرادف واجب است و حنفيّه گويند علم بلزوم عبادت اگر از دليل قطعى حاصل شود ، فرض ، و اگر از دليل ظنّى ، واجب ؛ و اين بيت مساعد مذهب شافعى است . و توبة : بازگشتن به خدا . و ترك : گذاشتن ( از اوّل ) . و أن يتوبوا مبتدا و فرض خبر « 7 » .
مىفرمايد : فرض است بر مردم كه بازگردند به خدا ، ليكن ترك گناهان واجبترست . س :
گاهى كه دلت ز معصيت گشت سياه * در حال به توبه عذر آن قصّه بخواه
ور بخت مدد كند بتوفيق إله * آن به كه تو آلوده نگردى به گناه
و الدّهر فى صرفه عجيب * و غفلة النّاس فيه أعجب
صرف الدّهر : حدثانه و نوائبه . و غفلة : غافل شدن .
مىفرمايد : روزگار در حادثهء خود عجب است ، و غافل شدن مردم در روزگار ، يا در
هامش
( 1 ) .A: ندبه .
( 2 ) .C: خداى .
( 3 ) .CDEG: مىكند .
( 4 ) .EG: اندوهگين .
( 5 ) .C: به تجربه .
( 6 ) . البقرة : 237 .
( 7 ) .E: + او .