فلك اطلس است و او سما نيست ، بلكه سما منحصرست در افلاك كواكب « 1 » سيّاره ، و وجود نهار و ليل از حركت فلك شمس است . و اين بيت دليل جمعى است كه مىگويند خلق سما مقدّم بوده بر خلق ارض و تفصيل آن در فاتحهء رابعه گذشت . و اگر گوئى چرا شنبه « 2 » بىوصف وحدت اعتبار كردهاند و « 3 » پس او را به وحدت موسوم ساختهاند ، گوئيم شنبه يك روز تامّ است از ايّام هفته غير آدينه ، پس روز اوّل شروع در شنبه است « 4 » ، امّا يكشنبه تمام نيست و صباح روز دوم يكشنبه تمام شده و شروع در شنبه دوم است « 5 » و صباح روز سوم دوشنبه تمام شده « 6 » و شروع در « 7 » شنبه سوم است ، و على هذا القياس . و نظير اينست ارقام بروج كه الف رقم ثورست ، نه حمل . و مىتوان گفت كه شنبه اشارت « 8 » بذات بحت است كه نه واحدست و نه كثير ، و يكشنبه به مرتبهء احديّت ، و دوشنبه به مرتبهء واحديّت كه مبدأ ظهور كثرتست ، و سهشنبه بعالم عقول و نفوس مجرّده ، و چهارشنبه بعالم مثال ، و پنجشنبه بعالم شهادت ، و جمعه به انسان كه جامع جميع مراتب است « 9 » .
و فى الاثنين إن سافرت فيه * ستظفر بالنّجاح و بالثّراء
مسافرة : با كسى سفر كردن . و ظفر : فيروز شدن ( از رابع ) . و نجاح : روا شدن حاجت . و فيه متعلّق به تظفر « 10 » و ضمير راجع به سفر مفهوم از سافرت « 11 » .
مىفرمايد : در روز دوشنبه اگر مسافرت « 12 » كنى ، زود فيروز شوى دران « 13 » سفر بروا « 14 » شدن حاجت و بسيارى مال . س :
اى يافته از مردم درويش نظر * بايد كه روى روز دوشنبه به سفر
آغاز سفر اگر درين روز كنى * يا بى ز خدا سعادت و فتح و ظفر
هامش
( 1 ) .E: + سبعه .
( 2 ) .CG: شنبه چرا .
( 3 ) .E: - و .
( 4 ) .CG: - است .
( 5 ) .E: دوم شنبه است .
( 6 ) .G: - شده .
( 7 ) .CD: - شنبهء . . .
( 8 ) .C: - اشارت .
( 9 ) .E: + و اللّه اعلم .
( 10 ) .E: ستظفر .
( 11 ) .C: مسافرة .
( 12 ) .CG: سفر .
( 13 ) .D: به آن .
( 14 ) .D: به روان .