است ؛ و قطع مدارات جنوبيّه به عكس اين ، پس از اوّل جدى تا اوّل سرطان روز « 1 » درازتر شود و شب كوتاهتر ، و از اوّل سرطان تا اوّل جدى به عكس ، و در اوّل حمل و اوّل « 2 » ميزان شب و روز برابر باشد .
و دواير صغار موازى خطّ استوا بر روى زمين فرض كردهاند و اقاليم سبعه به آن متعيّن شده و ابتداى اقليم اوّل آنجاست كه اطول ايّام دوازده ساعت و چهل و پنج دقيقه باشد و در ابتداى هر اقليم « 3 » سى دقيقه بر اطول ايّام زياده شود و آخر اقليم سابع آنجاست كه اطول ايّام شانزده « 4 » ساعت و پانزده « 5 » دقيقه باشد . و بعضى گفتهاند « 6 » ابتداى اقليم اوّل خطّ استواست و آخر اقليم سابع آخر عمارت كه عرض او شصت و شش درجه است و اطول ايّام آنجا بيست و سه ساعت است .
فتح
جسم مركّب يا مزاج دارد و زمانى دراز اميد بحفظ « 7 » تركيب او هست يا نه ، اوّل را « تامّ » گويند و ثانى را « ناقص » . و چون عناصر متصغّر و ممتزج شوند و درهم تأثير كنند ، كيفيّت متوسّطه « 8 » كه حادث شود « مزاج » است . و طبيعيّين گويند كيفيّات عناصر معدوم مىشوند و كيفيّت واحده حادث مىشود . و اطبّا گويند آن كيفيّات معدوم نمىگردند « 9 » ، امّا بهم نزديك مىشوند . و بعضى در زمان شيخ ابو على احداث مذهبى كردند و گفتند « 10 » صورت نوعيّهء هريك معدوم مىشود و بر مجموع صورتى « 11 » دگر فايض مىگردد . و مزاج معتدل حقيقى كه عناصر اربعهء او بحسب كمّ و كيف متساوى باشند محال است ، ليكن هرچند كه مزاج « 12 » باعتدال حقيقى اقربست ، فيضى كه از مبدأ بواسطهء وحدت مترتّبه « 13 » بر مزاج فايض مىشود اكمل است . و ابعد همه از اعتدال حقيقى معدنست « 14 » و فايض برو
هامش
( 1 ) .B: + ما .
( 2 ) .E: - اول .
( 3 ) .E: اقليمى .
( 4 ) .D: شازده .
( 5 ) .D: يازده .
( 6 ) .D: + كه .
( 7 ) .E: دراز و مبدا حفظ .
( 8 ) .E: متوسط .
( 9 ) .E: نمىشوند .
( 10 ) .F: گفته .
( 11 ) .D: صورت .
( 12 ) .CFG: - كه مزاج ،D: - كه .
( 13 ) .F: مرتبه .
( 14 ) .BF: معدلست .