بالنّار المجاورة . فمبدأ الحرارة الحادثة فى الفحم كتلك الصّورة الحافظة و اشتدادها كمبدإ الأفعال النّباتيّة و تجمّرها كمبدإ الأفعال الحيوانيّة و اشتعالها نارا كالنّاطقة . » « 1 »
و اعدل انواع حيوان انسانست و اعدل اصناف انسان نزد ابو على سكّان خطّ استوا ، و نزد امام فخر الدّين سكّان اقليم رابع .
و معدن و نبات و حيوان را « مواليد ثلاثه » گويند و افلاك را « آباء » و عناصر را « امّهات » ؛ چه از حركت افلاك بر بالاى عناصر اين سه متكوّن مىشوند ، چنانچه از حركت اب « 2 » بر بالاى امّ فرزند متولّد مىشود .
فتح
نفس نباتى را چهار خادم است كه ايشان را « قواى طبيعيّه » گويند : غاذيه و ناميه و مولّده و مصوّره ، و ايشان مخدوم جاذبه و هاضمه و ماسكه و دافعهاند ، و اين چهار مخدوم حرارت و برودت و رطوبت و يبوستند . و قواى نفس حيوانى كه ايشان را « قواى نفسانيّه » خوانند يا مدركهاند يا محرّكه ، و مدركه يا ظاهرهاند يا باطنه ، و مدركهء ظاهره « 3 » پنج است « 4 » : اوّل لامسه كه در پوست بدنست ؛ ثانى ذائقه كه در عصب لسان است و آلت او لعابى است عذب كه متكيّف مىشود بطعم يا ممتزج مىشود به اجزاى لطيفهء صاحب طعم و غوص مىكند دران عصب ؛ ثالث شامّه كه واقع است در زائدتين مقدّم دماغ كه « 5 » شبيهند به دو سر پستان و آلت او هوائيست متكيّف به رايحه يا ممتزج به اجزاى لطيفهء صاحب رايحه ؛ رابع سامعه كه در عصب « 6 » باطن صماخ است و آلت او هواى متموّج است كه موج او « 7 » به هواى مجاور صماخ مىرسد و بر پوستى كه بر بالاى صماخ كشيده مانند پوست طبل مىخورد ؛ خامس باصره كه در ملتقاى عصبتين مجوّفتين متلاقيتين متقاطعتين است .
هامش
( 1 ) . شرح الإشارات 2 : 304 - 305 .
( 2 ) .E: آب .
( 3 ) .E: ظاهر .
( 4 ) .G: پنجند .
( 5 ) .E: - كه .
( 6 ) .E: + مفروش .
( 7 ) .D: - او .