پس مجموع افلاك بيست و پنج است : دو فلك آفتاب ، ممثّل و خارج مركز ، و دوازده فلك زهره و مرّيخ و مشترى و زحل باعتبار ممثّل و حامل و تدوير و پنج فلك قمر « 1 » ممثّل و مايل و حامل « 2 » و تدوير و « 3 » فلك كلّى و چهار فلك عطارد و ممثّل و مدير و حامل و تدوير و فلك ثوابت و فلك اعظم ؛ و آنچه در تمام دور از مشرق به مغرب حركت كند بر خلاف توالى بروج فلك اعظم است و مدير و جوزهرّ و مايل ؛ و آنچه در تمام دور از مغرب بمشرق حركت كند « 4 » باقى افلاك است « 5 » كه محيط ارضند ؛ و آنچه در قطعهء عليا از مشرق به مغرب حركت كند و در قطعهء سفلى به عكس تدوير قمرست ؛ و آنچه به عكس اين حركت كند تداوير خمسهء متحيّره . و فلك اعظم در قريب « 6 » شبانروزى دوره كند و نفس او محرّك « 7 » جميع افلاك است كه در جوف اوست . و فلك ثوابت نزد بطلميوس بسى و شش هزار سال شمسى دوره كند و نزد ابن اعلم و خواجه نصير الدّين طوسى به بيست و پنج هزار و دويست سال و نزد محيى الدّين مغربى « 8 » به بيست و سه هزار و صد و شصت و هفت سال . و زحل به سى سال دوره كند و مشترى به دوازده سال ، و مرّيخ به يك سال و دو ماه و نيم ، و آفتاب و زهره و عطارد به يك سال تقريبا ، و ماه به بيست و هفت روز و ثلثى . و شيخ محيى الدّين در عقله تصريح كرده كه حركات جميع افلاك از مشرق است به مغرب « 9 » ؛ و اللّه أعلم « 10 » .
فتح
مراد ايشان از حصر افلاك در نه آنست كه ما براى ضبط حركات و اوضاع « 11 » كواكب مرئيّه به غير « 12 » اين نه محتاج نيستيم و مىتواند بود كه غير « 13 » اين نيز باشد و ما بران مطّلع
هامش
( 1 ) .E: قمرى .
( 2 ) .C: حامل و مايل .
( 3 ) .D: - و .
( 4 ) .C: - كند .
( 5 ) .F: افلاكند .
( 6 ) .D: - قريب ،FG: قرب .
( 7 ) .BD: متحرك .
( 8 ) .F: + اعرابى .
( 9 ) .D: از مشرقست تا به مغرب ،F: از مشرق به مغربست .
( 10 ) .D: + بالصواب .
( 11 ) .C: - اوضاع .
( 12 ) .E: + از .
( 13 ) .C: + از .