مرائى « 1 » تعيّنات و مجالى تشخّصات تجلّى كرده و حسن خود را در آئينههاى مختلف ديده و در هرآينه « 2 » به صورتى « 3 » مناسب او نموده و بحسب تعدّد مظاهر كثرت پيدا شده .
صد هزار آئينه دارد شاهد مقصود من * رو بهر آئينه كارد جان درو پيدا شود « 4 »
« يا ابن آدم ، إنّى بحقّى لك محبّ ، فبحقّى عليك كن لى محبّا . » ظ :
سايهء معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد * ما به او محتاج بوديم او بما مشتاق بود
و چون تعيّن « 5 » امرى اعتباريست « 6 » و ظهور او بواسطهء نوريست كه در مراتب ساريست ، جنيد كه حديث « كان اللّه و لم يكن معه شىء » شنيد ، فرمود : « الآن « 7 » أيضا كذلك « 8 » . » و گويا اين ضميمه در حديث مندرج است و « كان اللّه » درو از قبيل
كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً
« 9 » و
كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً
« 10 » است . ظ :
آن كس است اهل بشارت كه اشارت داند * نكتهها هست بسى محرم اسرار كجاست
دلم از صومعه و صحبت شيخ است ملول * يار ترسا بچه و خانهء خمّار كجاست
وقتى ماهيان جمع شدند و گفتند : « چند گاه است كه ما حكايت آب مىشنويم و مىگويند حيات ما از آبست « 11 » و هرگز آب را نديديم . » بعضى شنيده بودند كه در فلان دريا ماهيى است دانا « 12 » و آب را ديده ، گفتند : « پيش او رويم « 13 » تا آب را بما نمايد . » چون به او رسيدند و پرسيدند ، گفت : « شما « 14 » چيزى « 15 » غير آب « 16 » به من نمائيد « 17 » تا من آب را
هامش
( 1 ) .EF: مرآت .
( 2 ) .C: آئينه .
( 3 ) .CD: به صورت ،F: تصورى .
( 4 ) .A: بود .
( 5 ) .D: تعيين .
( 6 ) .E: امر اعتباريست ،F: امريست اعتبارى .
( 7 ) .A: الا ان .
( 8 ) .E: الآن كما كان .
( 9 ) . النّساء : 17 .
( 10 ) . النّساء : 96 .
( 11 ) .C: از آنست .
( 12 ) .EF: ماهى است دانا ،G: ماهى دانائى است .
( 13 ) .F: پيش آورديم .
( 14 ) .BF: - شما .
( 15 ) .D: چيز .
( 16 ) .C: + را .
( 17 ) .G: بنمائيد .