در زمان استقبال ؛ تا هر سه زمان عمر تو به « 1 » نور توبه 116 منوّر بود : زمان ماضى به ندامت ، و « 2 » زمان حال به ترك ، و زمان استقبال به عزيمت ؛ كه همچنانكه شير كه « 3 » از « 4 » پستان بيرون مىآيد « 5 » باز عود نمىكند ، وى نيز به گناه عود نكند .
و حقائق التوبة ثلاثة أشياء :
حقيقت « 6 » هر چيزى آن است كه آن « 7 » چيز بدان متحقق مىگردد ؛ و حقايق توبه سه چيز است كه سه شرط توبه به آن متحقق مىشود :
تعظيم الجناية ،
اول ، تعظيم و بزرگداشت جنايت كه چنين گناه بزرگ و جسارتى عظيم واقع شده ، البته سبب زيادتى ندامت و پشيمانى است .
و اتّهام التوبة ،
دوم ، متهم داشتن توبه كه آيا به « 8 » شرائط صحّت بود ، يا « 9 » مقبول حضرت آيد يا نه ؟ و اين تردّد البته سبب زيادتى استغفار و اعتذار است .
و طلب إعذار « 10 » الخليفة .
و سيم ، طلب عذر خلق است ؛ يعنى از هركه تقصيرى و جريمهاى صادر شود از براى وى عذرى پيدا كند كه آن تقصير از وى بيفتد ؛ تا خود را از همه مجرمتر و گناهكارتر بيند ؛ و اين باعث بر زيادتى سعى است در ترك و اقلاع . 117
و سرائر حقيقة التوبة ثلاثة اشياء : « 11 »
يعنى حقيقت توبه را ظاهرى است كه مذكور گشت « 12 » و باطن آن سه چيز است :
تمييز التقيّة من العزّة « 13 » ،
هامش
( 1 ) . ج : - تو .
( 2 ) . ع : - و .
( 3 ) . ج : - كه .
( 4 ) . ع : - از .
( 5 ) . ع : آمد .
( 6 ) . ع : حقيقة .
( 7 ) . ع : - آن .
( 8 ) . ع : با .
( 9 ) . ع : و .
( 10 ) . ع : اعذار .
( 11 ) . ع : - اشياء .
( 12 ) . ع : شد .
( 13 ) . ع : العزّاه .